دانشگاه آزاد اسلامی
واحد کرمانشاه
دانشکده تحصیلات تکمیلی
پايان‌نامه جهت دريافت کارشناسي ارشد رشته مدیریت M.A
گرایش: بازرگانی داخلی
عنوان:
بررسی عوامل مؤثر بر مدیریت تقاضا در زنجیره تأمین
(مطالعه موردی شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده در استان کرمانشاه درسال1392)
استاد راهنما:
دکتر سیدرضا هاشمی
استاد مشاور:
دکترفخرالدین معروفی
نگارنده:
یزدان منصوری
سال تحصیلی 92-1391
صورتجلسه دفاع
سپاسگزاری
حمدو ثنای بیکران، خـداوند بزرگی را سزاست که نعمت وجود، اسلام و ولایت از اوست؛ خـداونــد بی‌همتایی که اولیـن کلمهها و جملههای سـخـن با آخرین فرستادهاش، اختصاص به «خواندن» ، «قلم» ، «علم»، «آموزش» و… دارد. هم او که با ارسال رُسُل و بعثت انبیاء بیشمارش، راه هدایت انسانها را هموار ساخته و با تربیت جانشینان شایسته و برحق آنان، این راه را تا ابد، قابل رهروی گذارده است.
سپاس خدايي راكه ستايشگران نمي توانندحق سپاسش رااداكنندوحسابگران ازشمارش نعمت هاي بي پايانش عاجزندوتلاشگران دراداي حقش فرومانند.
خدايي كه افكاربلندبه قله عظمتش دست نيابندوژرف نگران به عمق ذاتش پي نبرند.
خدايي كه نه كلام گنجايش تعريفش راداردونه زمان فرصت شمارشش را.
خدايا؛ علي(ع) توگفت: هيچ شرافتي بالاترازعلم نيست و هيچ علمي بهتر از تفكر و دقت نيست. ازتوملتمسانه مي خواهم كه مرابه هدايت خود، از نعمت تفكر و تعقل محروم نفرمايي. آمين
و در پایان اینکه خدایا به من توفیق و تلاش در شکست، صبر در نا امیدی، رفتن بی‌هموار، کار بی پاداش، فداکاری در سکوت، خدمت به جانان، ایمان بی‌ریا، تنهایی در انبوه جمعیت دوست داشتن بی‌آنکه دوست بداند روزی فرما.
و برخود فرض می‌دانم از اساتید بزرگواری که از ابتدا تا انتهای این پایاننامه، زحمت راهنمایی اینجانب را به عهده داشته و با نکتهسنجی و باریکبینی خود، باعث به نتیجه رسیدن این کار گردیدند، از برخوردهای بزرگوارانه و دوستانة استاد راهنمای عزیز جناب آقای دکتر سیدرضا هاشمی، حسن ظن استاد مشاور بزرگوار جناب آقای دکتر فخرالدین معروفی و در نهایت ارشادات ذیقیمت اساتید راهنمای خارجی و داخلی به ترتیب آقایان دکتر علی فلاحتی و دکتر علی‌رضا مرادی صمیمانه سپاسگزارم.
تقدیم به
تقدیم به پیشگاه گوهر صدف هستی، یکتا حجت پروردگار، امام عصر(عج) که ظهورش هر انسان ناامیدی را امید می‌بخشد.
و به همه آنانی که از طفولیت و تا بعد به من آموختند و خواهند آموخت، چگونه اندیشیدن را و امیدورام به هدایت الهی تا خود بیاموزم چگونه عمل کردن را
و پیشگاه استادانم
از نخستین دم تا واپسین حیاتم
آموزگارانی که
جز دهش ایشان
بضاعتی ندارم
به پدر و مادرم.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چكيده:1
فصل اول
كليات تحقيق
1-1)مقدمه3
1-2)بيان مسئله پژوهش4
1-3)اهمیت و ضرورت انجام تحقيق5
1-4)اهداف مشخص تحقيق (شامل اهداف كلي، ويژه وكاربردي):7
1-4-1)اهداف كلي:7
1-4-2)اهداف ويژه:7
1-4-3)اهداف كاربردي:7
1-5) بيان متغيرهاي مورد بررسي در قالب یک مدل مفهومی7
1-6)فرضيه ها8
1-7)شرح كامل روش تحقیق بر حسب هدف، نوع داده‌ها و نحوه اجراء9
1-8) دامنه تحقيق9
1-8-1) قلمرو موضوعي9
1-8-2)قلمرو مكاني9
1-8-3) قلمرو زماني9
1-9)روش‌ها و ابزار تجزيه و تحليل داده‏ها9
1-10)تعريف نظري وعملياتي مفاهيم ومتغيرها10
1-10-1)تعريف نظري:10
1-10-1-1)مدیریت زنجیره تأمین:10
1-10-1-2)مدیریت تقاضا:10
1-10-1-3)بخش‌بندی:10
1-10-1-4) پیش‌بینی:10
1-10-1-5)برنامه‌ریزی فروش و عملیات اجرایی:10
1-10-1-6)حمایت از مدیریت تقاضا:11
1-11-2)تعريف عملياتي:11
1-11-2-1)زنجیره تأمین:11
1-11-2-2)مدیریت تقاضا:11
1-11-2-3)بخش‌بندی:12
1-11-2-4)پیش‌بینی:12
1-11-2-5)برنامه‌ریزی فروش و عملیات اجرایی:12
1-11-2-6)حمایت از مدیریت تقاضا:13
فصل دوم
ادبيات ومباني نظري وتجربي تحقيق
2-1) مقدمه15
2-2) مبانی نظری16
2-2-1) مدیریت زنجیره تأمین16
2-2-2-1) تاريخچه مديريت زنجيره تامين18
2-2-1-2) فرایندهای اصلی مدیریت زنجیره تأمین:18
2-2-1-3) عملکردهایی برای مدیریت در برابر چالش‌های زنجیره تأمین:30
2-2-1-4) یکپارچه‌سازی31
2-2-2)مدیریت تقاضا36
2-2-2-1) اثر شلاق چرمی‌38
2-2-3) بخش‌بندی39
2-2-3-1) اهمیت بخش‌بندی بازار40
2-2-3-2) مبنای بخش‌بندی بازارهای مصرف41
2-2-3-3) معیارهای تقسیم بازار مؤثر43
2-2-4) پیش‌بینی44
2-2-5) برنامه‌ریزی فروش و عملیات57
2-2-6)رویکرد برنامه‌ریزی سود، فروش و عملیات58
2-2-7) حمایت از مدیریت تقاضا59
2-3) پيشينه پژوهش60
2-3-1)تحقيقات داخلي60
2-3-2)تحقيقات خارجي68
فصل سوم
روش اجراي تحقيق
3-1) مقدمه75
3-2) روش نمونه گيري وحجم نمونه76
3-2-1)جامعه آماری76
3-2-2)تعيين حجم نمونه77
3-2-3)روش نمونه گیری77
3-3)ابزارگردآوري داده ها:78
3-3-1)اسناد و مدارك گذشته78
3-3-2) متون ومنابع علمي78
3-3-3)اينترنت78
3-3-4)پرسشنامه78
3-4) نحوه امتيازبندي پرسشنامه:79
3-5)روايي وپايايي پرسشنامه80
3-5-1) روايي80
3-5-2) پايايي80
3-6)روش‌ها و ابزار تجزيه و تحليل داده‏ها82
فصل چهارم
تجزيه وتحليل اطلاعات
4-1) مقدمه88
4-2) آمار توصیفی88
4-2-1) ويژگي‌هاي جمعيت شناختي نمونه آماري88
4-2-2)توزيع فراواني جنسيت88
4-2-4) توزیع فراوانی سن89
4-2-5) توزیع فراوانی تحصیلات90
2-10)بررسی نرمال بودن داده ها91
4-3)آمار استنباطی92
4-3-1) آزمون فرضيات92
4-3-2) آزمون هم خطي بودن ارتباط ميان متغيرها و برازش مدل رگرسیونی:95
4-3-3)مدل برازش داده شده(پیشنهادی):100
فصل پنجم
نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1) مقدمه118
5-2) نتیجه گیری118
5-2-2) نتایج آزمون فرضیات تحقیق118
5-2-2-1) فرضیه اصلی اول118
5-2-2-2)فرضیه اصلی دوم119
5-2-2-3) فرضیه اصلی سوم119
5-2-2-4)فرضیه اصلی چهارم119
5-2-2-5)فرضیه اصلی پنجم119
5-3) پیشنهادات ارائه شده120
5-3-1) مقايسه نتايج تحقيق با تحقيقات قبلي121
5-4)پيشنهادات براي تحقيقات آتي:122
5-5)امكانات ومحدوديت ها122
منـابع123
منابع فارسي:124
منابع لاتين125

چكيده:
توانایی دریافت و تحویل به موقع تقاضای مشتریان در دنیای رقابتی امروز یک نگرانی عمده برای همه صنایع میباشد، به‌ویژه اینکه در دهه گذشته با ورود شرکت‌های بسیاری به عرصه رقابت، مدیریت تقاضا به یک دوره جدید وارد شده است. مدیریت تقاضای مشتریان یکی از مسائل معاصر است که در تلاش برای اثربخشی زنجیره تأمین مورد بحث قرار گرفته است و منظور ازمدیریت تقاضا می‌تواند به‌صورت قابلیت شرکت برای فهم الزامات و تقاضای مشتری و تعامل آنها در مقابل قابلیت‌های زنجیره‌ی تأمین تعریف و تفسیر شود. و ذکر این نکته ضروری است که مدیریت تقاضا مکمل کننده‌ی مدیریت توزیع می‌باشد و مدیریت تقاضا در پی این است که کالا را با توجه به هر شرائط زمانی و با کیفیت مناسب و با حداقل هزینه‌ی تمام شده به دست مصرف کننده‌ی نهایی «مشتری» برساند. به عبارت بهتر مدیریت تقاضا در زنجیره‌ی تأمین هدف خود را «رضایت مشتری» و ایجاد انعطاف‌پذیری و نوآوری در سازمان می‌داند. پژوهش حاضر مدیریت تقاضای مشتریان در زنجیره تأمین شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده در استان کرمانشاه و عوامل مؤثر بر آن را در میان شرکت‌های صنعتی تولیدکنندگان و توزیع کنندگان در زنجیره‌ی تأمین استان کرمانشاه مورد مطالعه قرار داده است که تعداد آن 795 شرکت می‌باشد و جامعه‌‌ی آماری ما را تشکیل می‌دهند. تحقیق به‌صورت پیمایشی صورت گرفته و حجم نمونه نیز از طریق فرمول کوکران که 384 شرکت می‌باشد به‌دست آمده است. با توزیع پرسشنامه در میان این 384 شرکت از شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده در استان کرمانشاه داده‌های تحقیق به‌دست آمده است. روایی پرسشنامه با استفاده از نظر خبرگان تأیید و پایایی آن از طریق تکنیک آلفای کرونباخ تأیید شده است. برای تحلیل داده‌های پرسشنامه از دو نرم افزار SPSS و آموس استفاده شده است. نتایج آماری بصورت آمار توصیفی و آمار تحلیلی ارائه شده است. همچنین نتایج حاصل از این پژوهش مشخص کرد که عوامل بخش‌بندی، حمایت از مدیریت، پیش‌بینی و برنامه‌ریزی عملیات و فروش به ترتیب بیشترین اثر را داشتند.

واژگان كليدي: زنجیره تأمین، مدیریت تقاضا، پیش‌بینی، بخش‌بندی، حمایت از مدیریت، برنامه‌ریزی فروش و عملیات

فصل اول
كليات تحقيق

1-1)مقدمه
مشتريان، امروزه، كليد موفقيت تجاري محسوب مي شوند.
با تشديد رقابت در تجارت و تغييرات سريع تكنولوژيكي و نيز افزايش قدرت وحق انتخاب مشتريان، موفقيت از آن شركت‌هايي خواهد بود كه قادر باشند به‌نحو شايسته‌تري انتظارات و ارزش‌هاي مورد نظر مشتريان را درك و شناسايي كرده و به‌نحو مطلوب به آنها پاسخ دهند (وانگ1، 2007.(
در گذشته، مشتريان به‌ندرت خواهان يا قادر به دست کشيدن از محصول يا برند مصرفي خود بودند؛ امّا امروزه در قرن بيست و يکم، اين موضوع تغيير يافته است. شرکت‌ها و برند‌ها در بازار امروزي با خصومت با يکديگر به رقابت مي‌پردازند؛ تا جايي که”حفظ سهم بازار” امري بسيار مشکل بوده و “بدست آوردن سهم بيشتر”غيرقابل تصور مي‌نمايد (کينينگهام، واورا، آکسوي و هنري2،2005).
در سالهاي اخير شرکت‌های زيادي به عرصه رقابت در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده کرمانشاه وارد شده‌اند و همچنین با ورود تجهیزات و تکنولوژی جدیدو تولید محصولات جدید، شرکت‌ها نه تنها جهت جذب مشتريان جديد كه حتي در حفظ مشتريان فعلي و وفادار خود با چالشي جديد روبرو شده‌اند.
در اين پژوهش تلاش مي‌شود با توجه به اهميـّت مشتـريان در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده به بررسي مفهـوم “مدیریت تقاضا در زنجیره تأمین” پرداخته شود، به بيان ديگراين موضوع بررسي مي‌شود كه چه عواملی باعث افزایش بهبود عملکرد مدیریت تقاضا در شرکت‌های صنعتی تولیدکننده و توزیع کننده استان کرمانشاه ميشود.
1-2)بيان مسئله پژوهش
امروزه مدیریت زنجیره تأمین به عنوان یکی از منابع زیرساختی پیاده‌سازی کسب و کار الکترونیک در دنیا مطرح است. از اوایل دهه60 به بعد، خواست مشتری بر کیفیت بالاتر و خدمت‌رسانی سریع موجب افزایش فشارهایی شد که قبلاً وجود نداشته است. براین‌اساس فعالیت‌هایی نظیر برنامه‌ریزی عرضه و تقاضا، تهیه مواد، تولید و برنامه‌ریزی محصول، خدمت نگهداری کالا، کنترل موجودی، توزیع، تحویل و خدمت به مشتری اینک به سطح زنجیره عرضه انتقال پیدا کرده است. مسأله کلیدی در یک زنجیره تأمین، مدیریت و کنترل هماهنگی تمامی‌این فعالیت‌هاست.
رقابت بی‌امان در بازارهای جهانی امروزی، عرضه محصولات تازه با حضور کوتاه در بازار و اوج گرفتن انتظارات مشتریان، بنگاه‌های کسب و کار را به سرمایه‌گذاری و تمرکز بر زنجیره‌های عرضه خود وادار نموده است. رقابت در کسب و کار امروز دیگر میان تک‌تک شرکت‌ها نیست بلکه میان زنجیره‌های تأمین اتفاق می‌افتد. مدیریت زنجیره تأمین به ابزاری استراتژیک برای شرکت‌ها تبدیل شده تا بتوانند کیفیت را مدیریت نمایند، مشتریان را راضی نگاه دارند و با توان رقابتی باقی بمانند (بهنام اژدری و اختیارزاده،1390).
محيط جمعيتي داراي منافع بسياري مي باشد زيرا شامل مردم است و اين مردم هستند كه بازار را تشكيل ميدهند. و اينكه جمعيت جهان بطور انفجارآوري در حال رشد است و اين جمعيت بسيار متنوع هم داراي فرصت‌ها و تهديداتي مي‌باشد(كاپوج3,2008). در سالهاي اخير با توسعه شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده و افزايش تعداد رقبا در اين شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده با مشكلات زيادي در زمينه جذب مشتريان جديد و حتي حفظ مشتريان فعلي مواجه شدهاند. بنابراين بايد در انديشه يافتن راهكاري جهت كشف عوامل مؤثر بر بهبود عملکرد زنجیره تأمین بود.
عموماً منافع مدیریت مؤثر زنجیره تأمین‏ در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه شامل موجودی‌های پایین‏تر، هزینه‏های کمتر، بهره‏وری بالاتر، توانایی بهبودیافته برای پاسخ‏ به نوسانات تقاضا، زمانهای تحویل کوتاه‌تر، سود بیشتر و وفاداری بیشتر مشتری است. که همگی در گرو مدیریت تقاضای مطلوب در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه می‌باشد.
شرکت‌های زنجیره تأمین در استان کرمانشاه همگی به دنبال ایجاد جذب مشتریان حتی خارج از این استان می‌باشند. مدیریت تقاضا دارای یک نقش فرااستانی است تقاضا را بررسی می‌کند به ایجاد راهکار‌ها می‌پردازد و در نتیجه هدف خود را رساندن کالا و خدمات نهایی با قیمت و هزینه کمتر و با کیفیت مناسب به دست مصرف کننده نهایی (مشتری می‌داند).
امید است اين تحقيق به پركردن بخشی از اين شكاف كمك کند.
با كمك يافته‌هاي اين تحقيق شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه با شناخت عوامل مؤثر بر تقاضا در زنجیره تأمین قادر به حفظ مشتريان فعلي خود و همچنين جذب مشتريان رقبا خواهند بود. بنابراين ضروري مي‌رسد تا به بررسي عواملي پرداخته شود كه تاكنون كمتر به‌صورت تفصيلي مورد توجه تحقيقاتي در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه كه در اين زمينه به انجام رسيده، قرار گرفته است.
1-3)اهمیت و ضرورت انجام تحقيق
در طول چند دهه اخیر، بازاریابی و تجارت دستخوش تغییرات بسیاری شده‌است. نتیجه توسعه شیوه‌های نوین در تجارت، تغییر رویکرد سازمان‌ها از تولیدمداری به مشتری‌مداری گردیده‌است. از اینرو امروزه توجه به مشتری محور کار سازمان‌ها قرار گرفته‌است (آلوارز و کاسیلز ,2005). امروزه بدليل افزايش تعداد عرضه كنندگان و بيشتر شدن نسبت عرضه به تقاضا، مشتريان مي‌توانند عرضه كننده خود را انتخاب كنند. بازار امروز متعلق به مشتري است (علي احمدي و الهياري, 1382).
در رقابت‌های موجود در در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه عصر حاضر، باید محصولات متنوع را با توجه به درخواست مشتریان در استان کرمانشاه، در دسترس وی قرار داد. خواست مشتری بر كیفیت بالا و خدمت رسانی سریع، موجب افزایش فشارهایی شده است كه قبلاً وجود نداشته است، در نتیجه در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه بیش از این نمی‌توانند به تنهایی از عهده تمامی‌كارها برآیند. در بازار رقابتی موجود، در استان کرمانشاه بنگاه‌های اقتصادی و تولیدی علاوه بر پرداختن به سازمان و منابع داخلی، خود را به مدیریت و نظارت بر منابع و اركان مرتبط خارج از سازمان نیازمند یافته‌اند. علت این امر در واقع دستیابی به مزیت یا مزایای رقابتی با هدف كسب سهم بیشتری از بازار است. بر این اساس، فعالیت‌های نظیر برنامه‌ریزی عرضه و تقاضا، تهیه مواد، تولید و برنامه‌ریزی محصول، خدمت نگهداری كالا، كنترل موجودی، توزیع، تحویل و خدمت به مشتری كه قبلا همگی در سطح شركت انجام می‌شده اینك به سطح زنجیره عرضه انتقال پیدا كرده است. مسئله كلیدی در زنجیره تأمین، در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه مدیریت و كنترل هماهنگ تمامی‌این فعالیت‌ها است. مدیریت زنجیره تأمین (SCM) پدیده‌ای است كه این كار را به طریقی انجام می‌دهد كه مشتریان بتوانند خدمت قابل اطمینان و سریع را با محصولات با كیفیت در حداقل هزینه دریافت كنند. در حالت كلی زنجیره تأمین از دو یا چند سازمان تشكیل می‌شود كه رسماً از یكدیگر جدا هستند و به وسیله جریان‌های مواد، اطلاعات و جریان‌های مالی به یكدیگر مربوط می‌شوند. این در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه می‌توانند بنگاه‌هایی باشند كه مواد اولیه، قطعات، محصول نهایی و یا خدماتی چون توزیع، انبارش، عمده فروشی و خرده فروشی تولید می‌كنند. حتی خود مصرف كننده نهایی را نیز می‌توان یكی از این سازمان‌ها در نظر گرفت.(معصومی‌، 1390).
باید در نظر داشت که در ابتدا سازمان‌ها سودآوری را در گرو جذب هرچه بیشتر مشتریان می‌دانستند، در حالیکه تحقیقات نشان می‌دهد که هزینه جذب یک مشتری جدید تقریباً پنج برابر حفظ یک مشتری قدیمی‌و وفادار است(کیم و همکاران4,2004).
يافته‌هاي اين تحقيق در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه نه تنها به درك عوامل مؤثر بر مدیریت تقاضا در زنجیره تأمین مؤثر است بلكه توسعه دهنده‌ي تحقيقات پيشين در اين زمينه مي‌باشد. اين تحقيق در پي درك مدیریت مطلوب تقاضا مي‌باشد.
نتیجه این تحقیق در در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه نشان داد که جایگاه مدیریت تقاضا باید به درستی معین گردد. مدیریت تقاضا باید پیش‌بینی را به درستی تعریف کند. عوامل مؤثر بر آن را بشناسد و برای هر برهه زمانی خاص با توجه به نیاز مشتریان کمبود‌ها را بشناسد و نیاز‌های هر فصل را به‌خوبی تشخیص دهد و بداند که چگونه بخش‌بندی نماید و مشتریان را در بخش‌بندی تعریف نماید. نوع رفتار‌های مشتریان و نیاز آنان را با توجه به درآمد و سلیقه آنان در نظر بگیرد برای جنسیت‌های گوناگون نیاز‌های آنهارا تشخص دهد با توجه به سن، درآمد و…
خود مدیریت تقاضا باید از طرح‌ها، پیشنهادات، نظرات مدیران ارشد به خوبی حمایت نماید بتواند دارای روابط عمومی‌قوی باشد.نیاز‌های مشتریان را تشخیص دهد از طریق ارتباط با مشتریان در نوع طرح‌ها، نقش‌ها، برطرف کردن عیوب، مدیریت تقاضا باید در این نقش فردی انعطاف‌پذیر باشد.
مدیریت تقاضا باید در برنامه‌ریزی فروش و عملیات در میان عرضه و تقاضا برنامه‌ریزی ایجاد نماید تا فروش به سطح بهینه برسد.
با بررسي پيشينه تحقيق به نظر مي رسد لازم است تا فاکتورهای بيشتري مورد توجه قرار گيرند. از آنجائي كه تحقيقات صورت گرفته در اين زمينه در دنيا اندك بوده و در ايران نيز تاكنون تحقيقي در اين خصوص انجام نشده است,ضروری است تا به عنوان يك تحقيق راهگشا به اين امر پرداخته شود.

1-4)اهداف مشخص تحقيق (شامل اهداف كلي، ويژه وكاربردي):
1-4-1)اهداف كلي:
بررسی عوامل مؤثر بر مدیریت تقاضا در زنجیره تأمین در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه
1-4-2)اهداف ويژه:
شناخت اثر عامل مدیریت تقاضا بر عملکرد زنجیره تأمین در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان كرمانشاه
شناخت اثر عامل پیش‌بینی بر مدیریت تقاضای زنجیره تأمین در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان كرمانشاه
شناخت اثر عامل بخش‌بندی بر مدیریت تقاضای زنجیره تأمین در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان كرمانشاه
شناخت اثر عامل برنامه‌ریزی فروش و عملیات بر مدیریت تقاضای زنجیره تأمین در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان كرمانشاه
شناخت اثر عامل حمایت از مدیریت بر مدیریت تقاضای زنجیره تأمین در شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان كرمانشاه
1-4-3)اهداف كاربردي:
شناسايي عوامل مؤثر بر مدیریت تقاضا در زنجیره تأمین, به منظور بهره‌برداري شرکت‌ها در برنامه‌ريزي‌هاي آتي در جهت حفظ مشتريان فعلي و همچنین جذب مشتريان رقبا از طریق شناسایی و در صورت امکان کنترل عوامل مؤثر بر این تمایل.
1-5) بيان متغيرهاي مورد بررسي در قالب یک مدل مفهومی
شکل زير به نمایش مدل مفهومی‌برای این تحقيق می‌پردازد.

شکل (1-1) مدل مفهومی تحقیق

1.Richard Pibernik, Gernot Kaiser (2012). Customer- Facing Supply chain practices the impact of demand and distribution management on supply chin success journal of operations management.
2. Danish Irfan. XUX ia ofei, and Deng sheng chun (2008). Developing approaches of study chain management systems of enterprises in Pakistan journal of information technology.
3. Ching-Eang Lee, Chien- Ping Chung (2012). An inventory model for deteriorating items in a procedia – social an behavioral sciences.
4. Li Chi Ling, Youli (2012). Research on supply chain collaboration of auto industry engineering based on BTO. Wuhan university of technology, journal of procedia.
5. Yangt Huang, Gang Wang, Bin gying Ren, Haoyun zhang (2011). Research on inter action compatibility of enterprises on supply chain. Journal of science direct.
6.Bingnan Jiang , Ynsi Eei (2011). Dynamic Residential Demand Response and distributed Generation management in smart micro grid with hierar chical agents. Department ofelectrical and computer engineering , university of Connecticut. Journal of science direct.
1-6)فرضيه‌های تحقیق
فرضیه1: عامل مدیریت تقاضا با عملکرد زنجیره تأمین دارای رابطه مستقیم و معنادار است.
فرضیه 2: عامل پیش‌بینی با مدیریت تقاضا دارای رابطه مستقیم و معنادار است.
فرضیه 3: عامل بخش‌بندی با مدیریت تقاضا دارای رابطه مستقیم و معنادار است.
فرضیه4: عامل برنامه‌ریزی فروش و عملیات با مدیریت تقاضا دارای رابطه مستقیم و معنادار است.
فرضیه5: عامل حمایت از مدیریت با مدیریت تقاضا دارای رابطه مستقیم و معنادار است.
1-7) شرح كامل روش تحقیق بر حسب هدف، نوع داده‌ها و نحوه اجراء
تحقيق حاضرازنوع تحقيقات توصيفي پيمايشي است و از نظرهدف كاربردي است كه هدف ازآن توسعه‌‌ي دانش كاربردي در يك زمينه خاص مي باشد.
1-8) دامنه تحقيق
تعيين دامنه تحقيق یکی از ارکان تحقیق مي باشد. چراكه انجام تحقيق به صورت كلي وعام تاحدي غيرعملي بوده واگرهم بتوان آن راانجام دادازنتايج جامعي برخوردار نخواهد بود لذا بايدسعي كرد كه تحقيق راتاحدممكن محدودنمودوقلمروآن رامشخص كرده وسپس اقدام به انجام آن نمود.ابعاد قلمروتحقيق سه بعد زیر را تشکیل می‌دهد.
1-8-1) قلمرو موضوعي
قلمرو موضوعي اين تحقيق، عوامل مؤثر بر مدیریت تقاضا در زنجیره تأمین مي باشد.
1-8-2)قلمرو مكاني
محدوده مكاني اين تحقيق شرکت‌های صنعتی تولید کننده و توزیع کننده استان کرمانشاه می‌باشد.
1-8-3) قلمرو زماني
اين تحقيق در فاصله زمانی فروردين 1392 الي شهريور1392 مورد بررسي قرار گرفته است.
1-9)روش‌ها و ابزار تجزيه و تحليل داده‏ها
باتوجه به ماهيت سؤالات واهداف تحقيق،براي تجزيه وتحليل دادههاازآزمونهاي آمار استنباطي نظيرآزمون تی استودنت براي تعيين وجوديارابطه بين متغيرهاي پيشبين ومتغير ملاك وآزمون رتبه بندي فريدمن براي الويتبندي عوامــل مطــرح شده است که در اين راستــا از نرمافزار SPSS استفاده خواهد شد. همچنين به منظور آزمون مجموعه روابط علت و معلولي بين مدیریت تقاضا و عملکرد زنجیره‌ی تأمین و مؤلف‌‌‌هاي مورد بررسي با استفاده از نرم‌افزار آموس، معـادلات ساختـاري روابط بين متغيرها مدلسازي مي‌گردد.

1-10)تعريف نظري وعملياتي مفاهيم ومتغيرها
1-10-1)تعريف نظري:
1-10-1-1)مدیریت زنجیره تأمین:
زنجیره تأمین: زنجیره تأمین بر تمام فعالیت‌هاى مرتبط با جریان و تبدیل کالاها از مرحله ماده خام (استخراج) تا تحویل به مصرف کننده نهایى و نیز جریان‌هاى اطلاعاتى مرتبط با آنها مشتمل مى‌شود. به طور کلى، زنجیره تأمین زنجیره‌اى است که همه فعالیت‌هاى مرتبط با جریان کالا و تبدیل مواد، از مرحله تهیه ماده اولیه تا مرحله تحویل کالاى نهایى به مصرف کننده را شامل مى شود. درباره‌ى جریان کالا دو جریان دیگر که یکى جریان اطلاعات و دیگرى جریان منابع مالى و اعتبارات است نیز حضور دارد.(لاودون،52002)
1-10-1-2)مدیریت تقاضا:
می‌تواند به صورت قابلیت شرکت برای فهم الزامات و تقاضای مشتری و تعامل آنها در مقابل قابلیت‌های زنجیره‌ی تأمین تفسیر و تعریف شود. (لامبرت6 و کوپر7، 2000)
1-10-1-3)بخش‌بندی:
تقسیمبندی بازار عبارت است از فرایند تقسیم بازارها به زیرمجموعههای مشخص که در آنها، مشتریان دارای رفتارها و نیازهای یکسانی هستند.
1-10-1-4) پیش‌بینی:
پیش‌بینی، فرآیند برآورد موقعیت‌های ناشناخته‌است. یک پیش‌بینی یک پیش گویی در مورد رویدادهای آینده در اختیار می‌گذارد و می‌تواند تجارب گذشته را به پیش‌بینی حوادث آینده بدل سازد.
1-10-1-5)برنامه‌ریزی فروش و عملیات اجرایی:
مجموعه‌ای از فرایندهای برنامه‌ریزی و تصمیم گیری در سطح شرکت را شامل می‌شود که برای برقراری توازن میان عرضه محصولات (خدمات) و تقاضای مرتبط با آن‌ها به اجرا در می‌آید.
1-10-1-6)حمایت از مدیریت تقاضا:
حمایت و پشتیبانی مدیریت و کارکنان از برنامه‌های اجرایی مدیریت تقاضا را شامل می‌شود.که در این مطالعه تمرکز بیشتر بر بخش حمایت کارکنان می‌باشد.
1-11-2)تعريف عملياتي:
1-11-2-1)زنجیره تأمین:
برای اندازهگیری آن از 3 سؤال موجود در پرسشنامه شامل سؤالات 12 تا 14 استفاده شده است. که پاسخ به این سؤالات میزان عملکرد زنجیره تأمین را نشان می‌دهد.
1- شما عملکرد هزینه‌ای زنجیره تأمین خود را در مقایسه با بهترین رقیبتان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
2- شما سطح خدماتی زنجیره تأمین خود را در مقایسه با بهترین رقیبتان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
3- شما انعطاف‌پذیری زنجیره تأمین خود را در مقایسه با بهترین رقیبتان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
باتوجه به سه سئول مطرح شده به این نتیجه می‌رسیم که رقبا در زنجیره تأمین به دنبال جذب مشتری هستند و برای این کار هزینه‌هایی را صرف می‌کنند که کالا و خدمات نهایی را با هزینه کمتر و زمان کمتری و با کیفیت بهتری به دست مشتری برسانند و انعطاف‌پذیری را از طریق به کار بردن کالا و خدماتی که بنابر درآمد مشتریان باشد.

1-11-2-2)مدیریت تقاضا:
برای اندازهگیری آن از 2 سؤال موجود در پرسشنامه شامل سؤالات 10 تا 11 استفاده شده است. که پاسخ به این سؤالات میزان عملکرد مدیریت تقاضا را نشان می‌دهد.
1- مدیریت تقاضای ما زنجیره تأمین را بهبود می‌بخشد.
2- مدیریت تقاضای ما نیازهای تجاری ما را برآورده می‌سازد.
با توجه به دو سؤال مطرح شده به این نتیجه می‌رسیم که مدیریت تقاضا باید فردی باشد که توان تجزیه و تحلیل رخداد‌های ناگهانی در آینده که بر اثر عوامل طبیعی و غیرطبیعی در آینده رخ می‌دهد را بررسی نماید که در نتیجه موجودی‌ها را پیش‌بینی کند که کالا و خدمات نهایی در هر زمانی در دست مشتری قرار گیرد.

1-11-2-3)بخش‌بندی:
به میزان توجه شرکت به موضوع بخش‌بندی اشاره دارد. برای اندازه‌گیری آن از 2 سؤال موجود در پرسشنامه شامل سؤالات 1 تا 3 استفاده شده است.و مشتریان یکی از گزینه‌های خیلی موافق، موافق، بی‌تفاوت، مخالف و خیلی مخالف را انتخاب می‌کنند.
1- ما مشتریان را بر اساس سطح خدمات مورد نیازشان بخش‌بندی کرده‌ایم.
2- ما محصولات را براساس نیازمندی‌های زنجیره تأمین مخصوص به خودشان بخش‌بندی کرده‌ایم.
با توجه به دوسؤال مطرح شده به این نتیجه می‌رسیم که مدیریت تقاضا باید جمعیت مشتریان خود را شناسایی کرده عوامل جنسیت، سن را برای آنها تعریف نموده و متناسب با درآمد آنها به تولید کالا و خدمات نهایی برای آنان بپردازد.
1-11-2-4)پیش‌بینی:
به میزان توجه شرکت به موضوع پیش‌بینی اشاره دارد. برای اندازه‌گیری آن از 2 سؤال موجود در پرسشنامه شامل سؤالات 3 تا 4 استفاده شده است. و مشتریان یکی از گزینه‌های خیلی موافق، موافق، بی‌تفاوت، مخالف و خیلی مخالف را انتخاب می‌کنند.
1- ما یک فرایند پیش‌بینی صریح را پیاده‌سازی کرده‌ایم.
2- ما متعاقباً دقت پیش‌بینی‌ها را کنترل می‌کنیم.
با توجه به دوسؤال مطرح شده به این نتیجه می‌رسیم که مدیریت تقاضا باید فرآیند‌های پیش‌بینی را مرحله مرحله برای خود تعریف کند و هرگونه انحرافات رخدادهای موجود در آنرا بررسی نموده و کلیه واحد‌های دیگر در زنجیره تأمین در جریان بگذارد.
1-11-2-5)برنامه‌ریزی فروش و عملیات اجرایی:
میزان توجه شرکت به موضوع برنامه‌ریزی فروش و عملیات اجرایی را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. برای اندازه‌گیری آن از 3 سؤال موجود در پرسشنامه شامل سؤالات 5 تا 7 استفاده شده است.و مشتریان یکی از گزینه‌های خیلی موافق، موافق، بی‌تفاوت، مخالف و خیلی مخالف را انتخاب می‌کنند.
1- ما به طور کامل فرایند‌هایی را برای برنامه‌ریزی فروش و عملیات اجرایی که در راستای نیازهای مشتریان است را یکپارچه کرده‌ایم.
2- سازمان ما به طور جدی فرایند‌های برنامه‌ریزی فروش و عملیات اجرایی را دنبال می‌کند.
3- تصمیم گیرندگان به طور منظم در جلسات برنامه‌ریزی فروش و عملیات اجرایی شرکت می‌کنند.
با توجه به سه سؤال بالا به این نتیجه می‌رسیم که برای هر گونه فروش بیشتر باید مدیریت تقاضا به نیاز‌های مشتریان توجه داشته باشد و آنها را یکپارچه و متمرکز نماید باید بین واحد‌های فروش و اجرایی نوعی تمرکز وجود داشته باشد و دریافت اطلاعات بین این واحد‌ها باید به درستی تعریف شود.
1-11-2-6)حمایت از مدیریت تقاضا:
میزان پیروی تبعیت و حمایت کارکنان و مدیران از برنامه‌های مدیریتی تقاضا اشاره دارد. برای اندازه‌گیری آن از 2 سؤال موجود در پرسشنامه شامل سؤالات 8 تا 9 استفاده شده است.و مشتریان یکی از گزینه‌های خیلی موافق، موافق، بی‌تفاوت، مخالف و خیلی مخالف را انتخاب می‌کنند.
1- ما به‌طور منظم بر عملکرد واحد مدیریت تقاضا نظارت می‌کنیم.
2- فرایند‌های مدیریت تقاضای ما به طور واضح تعریف شده‌اند.
با توجه به دوسؤال بالا به این نتیجه می‌رسیم که داشتن برنامه‌ریزی‌های منظم و مدون ضروریست که باید به صورت مرتب و منظم تدوین شوند که حاصل آن جذب مشتری بیشتر و سودآوری بیشتر برای شرکت می‌باشد.

فصل دوم
ادبيات و مباني نظري و تجربي تحقيق

2-1) مقدمه
براي محيط هميشه در حال تغيير اين دوران وتغيير در شيوه تعاملات شركت‌ها با تأمين كنندگان و مشتريان و پيچيدگي بازارها، كاهش دوره عمر محصولات و اهميت يافتن زمان پاسخگويي به مشتريان و افزايش انعطاف‌پذيري، زنجيره تأمين عاملي حياتي براي رقابت‌پذيري سازمان‌ها مي‌باشد. بنابراين شناخت زنجيره تامين و اجراي آن كمك به تعالي سازمان و عملكرد بهتر مي كند.
تشدید صحنه رقابت جهانی در محیطی که بصورت دائم در حال تغییر است ضرورت واکنش‌های مناسب سازمان‌ها وشرکت‌های تولیدی ـ صنعتی را دو چندان کرده و بر انعطاف‌پذیری آنها با محیط نامطمئن خارجی پای می‌فشارد و سازمان‌های امروزی در عرصه ملی و جهانی به منظور کسب جایگاهی مناسب و حفظ آن نیازمند بهره‌گیری از الگوی مناسب همچون مدیریت زنجیره تأمین در راستای تحقق مزیت رقابتی و انتظارات مشتریان هستند. مشتریان در سازمان‌های امروزی در تولید کالا و ارائه خدمت، رویه‌های انجام امور و فرایندها، توسعه دانش و توان رقابتی همراه و همگام اعضای سازمان می‌باشد.
باتوجه به این شواهد و واقعیت‌های دیگر جای تعجب نیست که امروزه اجرای برنامه‌های مدیریت تقاضا و حتی توزیع در اولویت قرار داده شود.
دراين فصل به تشريح مباني نظري درباره پیش‌بینی، بخش‌بندی، برنامه‌ریزی فروش و عملیات اجرایی و حمایت از مدیریت پرداخته می‌شود و سپس در آخر خلاصه‌اي از تحقيقات انجام شده در این خصوص را تشريح مي کنيم.
2-2) مبانی نظری
2-2-1) مدیریت زنجیره تأمین
عبارت است از فرآیند برنامه‌ریزی، اجرا و کنترل عملیات مرتبط با زنجیره تأمین در بهینه‌ترین حالت ممکن. مدیریت زنجیره تأمین دربرگیرنده تمامی‌جابجایی‌ها و ذخیره مواد اولیه، موجودی در حین کار و محصول تمام شده از نقطه شروع اولیه تا نقطه پایان مصرف می‌باشد.
تعاریف مختصر و جامعى که مى‌توان از زنجیره تأمین و مدیریت زنجیره تأمین ارایه داد، عبارت‌اند از:
مدیریت زنجیره تأمین: مدیریت زنجیره تأمین بر یکپارچه سازى فعالیت‌هاى زنجیره تأمین و نیز جریان‌هاى اطلاعاتى مرتبط با آنها از طریق بهبود در روابط زنجیره، براى دستیابى به مزیت رقابتى قابل اتکا و مستدام مشتمل مى‌شود. بنابراین، مدیریت زنجیره تأمین عبارت است از فرایند یکپارچه‌سازى فعالیت‌هاى زنجیره تأمین و نیز جریان‌هاى اطلاعاتى مرتبط با آن، از طریق بهبود و هماهنگ سازى فعالیت‌ها در زنجیره تأمین تــــولید و عرضه محصول (لاودون،2002).
زنجیره تأمین از دو یا بیش از دو سازمان مجزا تشکیل شده که از طریق جریان‌های کالایی، اطلاعاتی و مالی به هم پیوند یافته‌اند. این سازمان‌ها ممکن است یکی از گروه‌های زیر باشند:
• شرکت‌های تهیه‌کننده مواد اولیه
• تولیدکنندگان محصولات نیمه ساخته
• سازندگان محصولات نهایی
• عمده‌فروشان و توزیع‌کنندگان
• خرده فروشان (اژدری، بهنام و اختیارزاده،1390)
بنابراین می‌توان زنجیره تأمین را شبکه‌ای از شرکت‌های عرضه‌کننده مواد اولیه، تولیدکننده و توزیع‌کننده دانست که فعالیت‌های خرید مواد اولیه، تبدیل این مواد به محصولات نیمه‌ساخته و نهایی و توزیع محصولات نهایی را به مشتریان نهایی انجام می‌دهند.
زنجيره تأمين بر تمام فعاليتهاي مرتبط با جريان و تبديل كالاها از مرحله ماده خام (استخراج) تا تحويل به مصرف‌كننده نهايي و نيز جريانهاي اطلاعاتي مرتبط با آنها مشتمل مي‌شود. به‌طور كلي زنجيره تأمين زنجيره‌اي است كه همه فعاليتهاي مرتبط با جريان كالا و تبديل مواد، از مرحله تهيه ماده اوليه تا مرحله تحويل كالاي نهايي به مصرف‌كننده را شامل مي‌شود. درباره ‌جريان كالا دو جريان ديگر كه يكي جريان اطلاعات و ديگري جريان منابع مالي واعتبارات است نيز حضور دارد (باب8، 2011).
مديريت زنجيره تأمين بر يكپارچه‌سازي فعاليتهاي زنجيره تأمين و نيز جريانهاي اطلاعاتي مرتبط با آنها از طريق بهبود در روابط زنجيره در جهت دستيابي به مزيت رقابتي قابل اتكا و مستدام، مشتمل مي‌شود. بنابراين، مديريت زنجيره تأمين عبارت است از فرايند يكپارچه‌سازي فعاليتهاي زنجيره تأمين و نيز جريانهاي اطلاعاتي مرتبط با آن از طريق بهبود و هماهنگ‌‌سازي فعاليت‌ها در زنجيره تأمين تــــوليد و عرضه محصول.
براي بررسي يك سازمان منحصر به فرد در چارچوب اين تعاريف بايد هر دو شبكه تأمين‌كنندگان و كانال‌هاي توزيع در نظر گرفته شوند. تعريف ارائه شده براي زنجيره تامين موضوعات مديريت سيستم‌هاي اطلاعات، منبع‌يابي و تداركات، زمان‌بندي توليد، پردازش سفارشات، مديريت موجودي، انبارداري وخدمت به مشتري را دربر مي‌گيرد.

طرح كلى يك زنجيره تأمين:
به‌طور كلى زنجيره‌ تأمين، زنجيره‌اى است كه همه فعاليت‌هاى مرتبط با جريان كالا و تبديل مواد، از مرحله تهيه ماده اوليه تا مرحله تحويل كالاى نهايى به مصرف كننده را شامل مى‌شود. در ارتباط با جريان كالا دو جريان ديگر كه يكى جريان اطلاعات و ديگرى جريان منابع مالى و اعتبارات است نيز حضور دارد.
محققان و نويسندگان مختلف، نگرش‌ها و تعاريف متفاوتى را از زنجيره تأمين ارايه كرده‌اند. برخى زنجيره تأمين را در روابط ميان خريدار و فروشنده محدود كرده‌اند، كه چنين نگرشى تنها بر عمليات خريد رده اول در يك سازمان تمركز دارد. گروه ديگرى به زنجيره تامين ديد وسيع‌ترى داده و آن را شامل تمام سرچشمه‌هاى تأمين (پايگاه‌هاى تأمين) براى سازمان مى‌دانند. با اين تعريف، زنجيره تأمين شامل تمام تأمين كنندگان رده اول، دوم، سوم… خواهد بود. چنين نگرشى به زنجيره تامين، تنها به تحليل شبكه تامين خواهد پرداخت. ديد سوم، نگرش زنجيره ارزش – پورتر- است كه در آن زنجيره تأمين شامل تمام فعاليت‌هاى مورد نياز براى ارايه يك محصول يا خدمت به مشترى نهايى است. با نگرش ياد شده به زنجيره تأمين، توابع ساخت و توزيع به عنوان بخشى از جريان كالا و خدمات به زنجيره اضافه مى‌شود. در واقع با اين ديد، زنجيره تأمين شامل سه حوزه تدارك، توليد و توزيع است.

2-2-2-1) تاريخچه مديريت زنجيره تامين
در دو دهه60 و 70 ميلادي، سازمان‌ها براي افزايش توان رقابتي خود تلاش مي‌كردند تا با استانداردسازي و بهبود فرايندهاي داخلي خود محصولي با كيفيت بهتر و هزينه كمتر توليد كنند. در آن زمان تفكر غالب اين بود كه مهندسي و طراحي قوي و نيز عمليات توليد منسجم و هماهنگ پيش‌نياز دستيابي به خواسته‌هاي بازار و در نتيجه كسب سهم بازار بيشتري است. به همين دليل سازمان‌ها تمام تلاش خودرا بر افزايش كارايي معطوف مي‌كردند.در دهه 80 ميلادي با افزايش تنوع در الگوهاي مورد انتظار مشتريان، سازمان‌ها به‌طور فزاينده‌اي به افزايش انعطاف‌پذير شدند خطوط توليد و توسعه محصولات جديد براي ارضاي نيازهاي مشتريان علاقه‌مند شدند. در دهه 90 ميلادي، به همراه بهبود در فرايندهاي توليد و به كارگيري الگوهاي مهندسي مجدد، مديران بسياري از صنايع دريافتند كه براي ادامه حضور در بازار تنها بهبود فرايندهاي داخلي و انعطاف‌پذيري در توانايي‌هاي شـــــركت كافي نيست بلكه تأمين‌كنندگان قطعات و مواد نيز بايد موادي با بهترين كيفيت و كمترين هزينه توليد كنند و توزيع‌كنندگان محصولات نيز بايد ارتباط نزديكي با سياست‌هاي توسعه بازار توليدكننده داشته باشند؛ با چنين نگرشي، رويكردهاي زنجيره تأمين و مديريت آن پا به عرصه وجود نهاد. از طرف ديگر با توسعه سريع فناوري اطلاعات در سال‌هاي اخير و كاربرد وسيع آن در مديريت زنجيره تأمين، بسياري از فعاليت‌هاي اساسي مديريت زنجيره باروش‌هاي جديد در حال انجام است. (باتچر9،2005)
2-2-1-2) فرایندهای اصلی مدیریت زنجیره تأمین:
فرآيندهاى اصلى:
مديريت زنجيره تامين داراى سه فرآيند عمده است كه عبارت‌اند از:
1. مديريت اطلاعات (INFORMATION MANAGEMENT)
2. مديريت لجستيك (MANAGEMENT LOGISTIC)
3. مديريت روابط (RELATIONSHIP MANAGEMENT).
مديريت اطلاعات: امروزه نقش، اهميت و جايگاه اطلاعات براى همگان بديهى است. گردش مناسب و انتقال صحيح اطلاعات باعث مى‌شود تا فرآيندها مؤثرتر و كاراترگشته و مديريت آنها آسان‌تر گردد. در بحث زنجيره تأمين – همان‌طور كه گفته شد -اهميت موضوع هماهنگى در فعاليت‌ها، بسيار حائز اهميت است. اين نكته در بحث مديريت اطلاعات در زنجيره، مديريت سيستم‌هاى اطلاعاتى و انتقال اطلاعات نيز صحت دارد. مديريت اطلاعات هماهنگ و مناسب ميان شركا باعث خواهد شد تا تأثيرات فزاينده‌اى در سرعت، دقت، كيفيت و جنبه‌هاى ديگر وجود داشته باشد. مديريت صحيح اطلاعات موجب هماهنگى بيشتر در زنجيره خواهد شد. به‌طور كلى در زنجيره تأمين، مديريت اطلاعات در بخش‌هاى مختلفى تأثيرگذار خواهد بود كه برخى از آنها عبارت‌اند از:
مديريت لجستيك (انتقال، جابجايى، پردازش و دسترسى به اطلاعات لجستيكى براى يكپارچه‌سازى فرآيندهاى حمل و نقل، سفارش‌دهى و ساخت، تغييرات سفارش، زمان‌بندى توليد، برنامه‌هاى لجستيك و عمليات انباردارى)؛ تبادل و پردازش داده‌ها ميان شركا (مانند تبادل و پردازش اطلاعات فنى، سفارشات و…). و جمع‌آورى و پردازش اطلاعات براى تحليل فرآيند منبع‌يابى و ارزيابى، انتخاب و توسعه تأمين كنندگان؛ جمع‌آورى و پردازش اطلاعات عرضه و تقاضا و… براى پيش‌بينى روند بازار و شرايط آينده عرضه و تقاضا؛ ايجاد و بهبود روابط بين شركا.
چنانچه پيداست، مديريت اطلاعات و مجموعه سيستم‌هاى اطلاعاتى زنجيره تأمين مى‌تواند برروى بسيارى از تصميم‌گيرى‌هاى داخلى بخش‌هاى مختلف زنجيره تأمين مؤثر باشد كه اين موضوع حاكى از اهميت بالاى اين مؤلفه در مديريت زنجيره تأمين است.
مديريت لجستيك: در تحليل سيستم هاى توليدى مانند صنعت خودرو، موضوع لجستيك بخش فيزيكى زنجيره تأمين را در بر مى‌گيرد. اين بخش كه كليه فعاليت‌هاى فيزيكى از مرحله تهيه ماده خام تا محصول نهايى شامل فعاليت‌هاى حمل و نقل، انباردارى، زمان‌بندى توليد و… را شامل مى‌شود، بخش نسبتاً بزرگى از فعاليت‌هاى زنجيره تأمين را به خود اختصاص مى‌دهد. در واقع، محدوده لجستيك تنها جريان مواد و كالا نبوده بلكه محور فعاليت‌هاى زنجيره تأمين است كه روابط و اطلاعات، ابزارهاى پشتيبان آن براى بهبود در فعاليت‌ها هستند.
مديريت روابط: فاكتورى كه ما را به سمت فرجام بحث راهنمايى مى كند و شايد مهم‌ترين بخش مديريت زنجيره تامين به خاطر ساخت و فرم آن باشد، مديريت روابط در زنجيره تأمين است. مديريت روابط، تاثير شگرفى بر همه زمينه‌هاى زنجيره تامين و همچنين سطح عملكرد آن دارد. در بسيارى از موارد، سيستم‌هاى اطلاعاتى و تكنولوژى مورد نياز براى فعاليت‌هاى مديريت زنجيره تأمين به سهولت در دسترس بوده و مى‌توانند دريك دوره زمانى نسبتاً كوتاه تكميل و به‌كار گمارده شوند. اما بسيارى از شكست‌هاى آغازين در زنجيره تأمين، معلول انتقال ضعيف انتظارات و توقعات و نتيجه رفتارهايى است كه بين طرفين درگير در زنجيره به وقوع مى‌پيوندد. علاوه بر اين، مهم‌ترين فاكتور براى مديريت موفق زنجيره تأمين، ارتباط مطمئن ميان شركا در زنجيره است، به‌گونه‌اى كه شركا اعتماد متقابل به قابليت‌ها و عمليات يكديگر داشته باشند. كوتاه سخن اين كه درتوسعه هر زنجيره تأمين يكپارچه، توسعه اطمينان و اعتماد در ميان شركا و طرح قابليت اطمينان براى آنها از عناصر بحرانى و مهم براى نيل به موفقيت است.

فازهاى اصلى مديريت زنجيره تأمين:
فاز اول: طراحى مفهومى:
فاز اول نشان دهنده استراتژى ساخت است. در اين فاز نحوه اداره سازمان با ايجاد يك تصوير براى آينده و ايجاد يك ساختار براى پياده‌سازى تعيين مى‌شود. براى فرآيندهاى فاز اول يك مدل ويژه سازمان لازم است كه از يك سازمان به سازمان ديگر متفاوت است. بحث اصلى در اين فاز طراحى مفهومى است كه مدركى براى تصديق و اجراى دو فاز ديگر است. هدف از اجراى اين فاز درك جزييات مربوط به هزينه‌ها و شناخت سيستم و منافع پياده‌سازى SCM است.
فاز دوم: طراحى جزييات و تست
اين فاز مى‌تواند همزمان با فاز اول و سوم اجرا شود. يعنى جزييات طراحى مى‌شود و به‌طور هم‌زمان راه‌حل‌ها در دنياى واقعى تست مى‌شوند. در اين فاز ايجاد تغييرات در ساختار سازمان و در نظر گرفتن آنها براى پياده‌سازى در سيستم به منظور پشتيبانى طراحى زنجيره تأمين جديد توصيه مى‌شود.
فاز سوم: پياده سازى
در اين فاز در ادامه فاز دوم، زمان‌بندى پياده‌سازى دوره‌هاى بلندمدت عمليات و تغييرات در سيستم به‌منظور ايجاد تسهيلات انجام مى‌گردد.
انقلاب زنجيره تأمين:
در سراسر دنيا، از آمريكا گرفته تا آسيا، از اروپا تا آفريقا، مقتضيات يك اقتصاد جهاني كه هر روز رقابتي‌تر مي‌شود، همه را وا داشته تا درباره زنجيره تأمين و مديريت هر چه بهتر آن، صحبت كنند. مفهوم كلي مديريت زنجيره تأمين از مواد اوليه گرفته تا تحويل محصول تمام شده به مشتري كه موتور محرك آن تقاضاي مشتري براي دريافت خدمات كارآمدتر و مناسب‌تر و نياز به كاهش هزينه‌هاي نگهداري كالاهاي موجود در انبار بوده است، در حال متحول ساختن شيوه‌هاي انجام كار از سوي توليد‌كنندگان عمده، شركت‌هاي حمل و نقل و شركت‌هاي تداركاتي است.
مديريت زنجيره تأمين نوين، نه تنها به بررسي راه‌هاي ترويج كاهش هزينه در سراسر كانال عرضه كالا و خدمات مي‌‌پردازد، بلكه بايد بين تقاضاي روزافزون مشتريان براي ارائه خدمات به‌موقع و كارآمد موازنه ايجاد كرده و از تحولات سريعي كه در عرصه فناوري صورت مي‌گيرد نيز، غافل نباشد. روي هم رفته، مديريت كارآمد زنجيره تأمين به يك شركت امكان مي‌دهد تا توليد و انتقال محصولات در كل كانال توليد و توزيع را، از تأمين مواد اوليه يا قطعات گرفته تا قرار دادن محصول تمام شده در دستان مشتري، هماهنگ سازد.
يك رويكرد براي كاهش هزينه‌ها، شامل كم كردن از كالاهاي موجود در انبار، از محصولات تمام شده يا مواد خام و كاهش زمان سيكل با تحول سريع‌تر محصولات است. اين تلاش موجب بوجود آمدن يك رويكرد كاملا جديد و مبتني بر اينترنت براي خريد، تداركات و حمل و نقل با تلاش براي ارسال به موقع مواد اوليه (JIT) براي توليد شده است تا ديگر شركت‌ها مجبور نباشند تعداد و مقدار زيادي مواد اوليه يا قطعات را در انبار نگه دارند. محصولات امروزي، در سراسر دنيا خواهان دارد و فقط تقاضاهاي داخلي را برآورده نمي‌سازد و بنابراين، بايد مواد اوليه و قطعات آنها با كمترين هزينه ممكن تهيه شود.
فناوري‌هاي پيشرفته چه از جنبه فرايند‌هاي سازماني و چه از جهت ارتباطات – كليد مديريت زنجيره تأمين امروزي هستند. با استفاده از فناوري‌هاي پيشرفته مي‌توان موجودي انبار را به حداقل رساند و محصول را به موقع تحويل داد. به كار بردن خردمندانه فناوري براي انتقال هدايت شده اطلاعات به معني اين است كه توليد كنندگان مي‌توانند به حداقل‌ها اكتفا كرده و فقط به تعدادي كه مورد نياز است توليد كرده و روانه انبار كنند و مرتباً جاي خالي محصولات تحويل شده به مشتري را پر كنند. تحويل سريع و مطمئن اين فايده را نيز دارد كه موجودي انبار در با صرفه‌ترين حد خود حفظ شود. انبار با موجودي كمتر – در بسياري از موارد، موجودي كنترل شده انبار- به معناي ضايعات كمتر و سود بيشتر براي توليد كنندگان است و هر چه خدمات مربوط به نگهداري زنجيره تأمين بيش‌تر شود، به همان نسبت، اطلاعات موجود در اينترنت نيز افزايش مي‌يابد كه خود موجب كاهش بيشتر هزينه‌ها وافزايش بازدهي مي‌شود. فناوري بر پيش‌بيني فروش در دراز مدت نيز تأثير مي‌گذارد.
همين كه بتوانيم به اطلاعات فروش تقريباً به صورت بي‌درنگ دسترسي پيدا كنيم، موجب تعديل سريع رويكرد‌هاي فروش و بازاريابي خواهد شد. به اين ترتيب، توليد كنندگان به جاي تكيه بر پيش‌بيني‌هايي كه شش ماه تا يك سال قبل انجام شده، فروشهاي واقعي را در نظر مي‌گيرند كه عملاً انجام شده است و اطلاعات آن موجب است و با فناوري پيشرفته مي‌توان ارسال محصول را به صورت منطقه‌اي و جهاني رديابي و پيگيري كرد.
داشتن اطلاعات بيش‌تر درباره كالاهاي ارسالي يك جزء مهم ارسال به موقع كالا است.
باگسترده شدن استفاده از فناوري‌هاي پيشرفته، تبديل شدن زنجيره تأمين به شبكه تأمين و با ورود بخش‌هاي تعيين منابع، تهيه و تداركات به اينترنت لازم است شركت‌ها مديريت كارآمد اطلاعات را به كار بندند. درست به همان صورت كه كالا‌ها و خدمات رديابي مي‌شود، رديابي اطلاعات نيز از سوي شركت‌ها در زمينه‌هاي زير صورت مي‌گيرد:
• اطلاعات درباره محل يا شرايط ارسال كالا.
• اطلاعاتي كه تقريباً‌ بدون درنگ كسب مي‌شود و در نتيجه مي‌توان براي برآوردن خواست مشتريان به سرعت تصميم‌گيري كرد.
• اطلاعاتي كه براي توليد كننده امكان خريد مواد اوليه در مواقع لازم و توليد هر چه به موقع‌تر محصول را فراهم مي‌سازد.
البته نمي‌توان تداركات را كه معمولا آن را توزيع مي‌نامند – از مديريت زنجيره تأمين كاملا جدا دانست. در واقع، تداركات يك بخش كليدي زنجيره تأمين است. كاهش زمان نقل و انتقال محصولات و زمان نگهداري آنها، بخش عمده مديريت زنجيره تأمين را تشكيل مي‌دهد. اگر انبار هنوز متروكه نشده، باشد، بيشتر نقطه تردد محصولات است نه نقطه استقرار آنها. با وارد كردن اتوماسيون به محيط انبار واژه فني كه تركيبي از فناوري ثبت در كامپيوتر و استفاده از فناوري بار كد است- مي‌توان زمان تردد در انبار را كوتاه‌تر كرده و از هزينه‌هاي انباشتن كالا در انبار، كاست.



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید