مطالعه تأثير جمعیت شناسی وصفات روانی بر تعصبات سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تهران
شهلا امیری
چكيده
مالی رفتاری به عنوان ترکیبی از اقتصاد کلاسیک و مالی، یا روانشناسی و علوم تصمیم گیری شناخته می شود که به دنبال توضیح و تشریح پدیده های غیر عادی مشاهده شده در حوزه مالی است. همچنین منظور از تعصب یا تورش انحراف از تصمیم گیری های درست و بهینه می باشد. این تحقیق، تاثیر متغیرهای جمعیت شناسی و صفات روانی بر روی تعصبات سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تهران را در شش ماهه دوم سال 1390 مورد آزمون قرار می دهد. بر این اساس از میان جامعه آماری 1000 عضوی مورد مطالعه، تعداد 215 نفر سرمایه گذاران فردی بطور تصادفی به عنوان نمونه مناسب انتخاب می شود. دو مدل ساخته شده در برگیرنده تاثیر متغیرهای جمعیت شناسی (سن، جنسیت، تحصیلات، منطقه مسکونی) و صفات روانی (برونگرایی، روانژندی، بازبودن به تجربه، موافق بودن، وظیفه شناسی) بر سه نوع از تعصبات رفتاری که شامل اطمینان بیش از حد، اثر تمایلی و رفتار توده وار می پردازد. فرضیات ساخته شد و اطلاعات ضروری از طریق پرسشنامه جمع آوری گردید. فرضیات ما از طریق آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن و تاوکندال و آزمون معادلات ساختاری مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که یک تاثیر مستقیم بین صفات روانی بر روی تعصبات رفتاری موجود در سرمایه گذاران فردی وجود دارد. بعلاوه نتایج نشان داد که متغیرهای جمعیت شناسی تاثیر مستقیم قابل ملاحظه ای بر روی تعصبات رفتاری موجود در سرمایه گذاران فردی در بورس اوراق بهادار تهران ندارد.
واژگان كليدي: مالی رفتاری، مدل پنج عاملی شخصیت، تعصبات سرمایه گذاری، صفات روانی، ویژگی های جمعیت شناختی
فصل اول
كليات تحقيق
1-1)مقدمه
با حاکمیت پارادایم مالی رفتاری و به چالش کشیده شدن تئوری های مالی استاندارد به دلیل ناتوانی آنها در تبیین ناهنجاری های مشاهده شده در بازار سرمایه، مطالعه و پژوهش درباره موضوع های رفتاری و روانی سرمایه گذاران اهمیت خاصی یافته است، چرا که به اعتقاد کارشناسان و صاحب نظران این حوزه عامل اصلی بروز این قبیل ناهنجاری ها در بازار سرمایه، مسایل رفتاری و روانی سرمایه گذاران است. بر این اساس، طی سال های اخیر مطالعات گسترده ای در خصوص موضوع های مختلف رفتاری در بورس های دنیا صورت گرفته است. در پژوهش های مذکور، رفتارهای مختلف سرمایه گذاران که به نوعی می تواند عملکرد بازار و کارایی آن را تحت تاثیر قرار قرار دهد، مطالعه و بررسی علمی می گردد. پیش از مطرح شدن مالیه رفتاری در مدیریت مالی و اقتصاد، رفتار سرمایه گذاران در بازار سرمایه بر مبنای نظریه مطلوبیت اقتصادی تفسیر می شد، در حالی که بررسی ها و پژوهش های متعدد علمی در زمینه مالی رفتاری، میزان اهمیت عوامل روان شناختی را مشخص کرد. اگرچه نظریه های مالیه رفتاری جدید است و پیشینهء آن به یک دهه پیش باز می گردد، ولی موضوع دخیل بودن ویژگی های روان شناختی و رفتاری افراد در تصمیم های خرید به دوره های پیشتر باز می گردد.
هدف اصلی ما در این تحقیق آن است که پی ببریم « آیا بین متغیرهای جمعیت شناختی و ویژگی‌های شخصیتی سرمایه گذاران انفرادی با تعصبات مالی رفتاری سرمایه گذاران ارتباط دارد یا نه؟ » و همچنین هدف غایی ما آن است که چگونگی این روابط را در قالب مدل مفهومی با استفاده از معادلات ساختاری (SEM) بیان نمایم.
1-2)بيان مسئله تحقیق
چندی پیش که زمان زیادی نیز از آن نمی گذرد، در حوزه مالی به افراد توجه نمی شد. پایه و اساس بسیاری از تعصبات در طی سال های بسیاری می بایست از مجرای چهار مرحله ای تصمیم گیری و یا برنامه ریزی می گذشت. در طی این فرایند ابتدا به طرح و شناسایی مسئله پرداخته می شد، سپس راه حل های مختلف پیدا می گشت. در مرحله بعد چندین راه حل قابل جایگزین مختلف مورد بررسی و توسعه قرار می گرفت و در مرحله آخر بهترین راه حل انتخاب می گردید. به همین علت آن را << فرایند حل مسئله >> نامیده اند. اعتقاد بر آن بود که انسان عاقل در اتخاذ تصمیمات پیش روی خویش از همه ی این مراحل گذر می نماید تا بهترین تصمیم را اتخاذ نماید. چنین اعتقادی دیدگاه تازه ای را به وجود آورد که همانا ” تصمیم گیری عقلانی ” نام دارد. در حوزه مالی و اقتصادی به طور عام و سرمایه گذاری به طور خاص راه صحیح رسیدن به حداکثر نمودن حقوق صاحبان سهام ( یا گاهی سود ) را گذر از معبر تصمیم‌گیری عقلانی می دانستند.
نظریه تصمیم گیری منطقی ادعا می کند که تصمیم گیرندگان استراتژی های مختلفی را ایجاد می‌کنند و به دنبال روش های خاص منطقی برای حل مشکلات با توجه به نوع مشکل، زمان و محیط تصمیم گیری هستند (هیولین،2011)1.
یافته های یوجین فاما در مورد بازارهای کارا راه را بر این تفکر هموارتر ساخت و نیروی اشاعه به این دیدگاه را در گستره ی جهان فزونی بخشید. پس از مطرح شدن فرضیه ی بازار کارا در دهه ی 1960، تحقیقات بسیاری روی این مفروضات و قابلیت توضیح آن در روندهای بازار سرمایه صورت گرفته است. نظریه امور مالی سنتی در بازار کارآمد بر اساس ( EMH ) است و بر این باور است که قیمت های سهام می تواند بطور کامل تمام اطلاعات مربوط در بازار مالی را منعکس کند، بنابراین سرمایه گذاران عمومی نمی توانند درآمدهای غیرطبیعی را از طریق تجزیه وتحلیل اطلاعات عمومی کسب کنند(فاما، 1970)2. تا اواخر دهه 1980 برخی از محققان رفتاری پی بردند که (EMH) نمی تواند بطور کامل پدیده فوق العاده بازار را شرح دهد، هرچند که تصمیم های سرمایه گذاری بطور کامل عقلانی نبودند. هنگامی که سرمایه‌گذاران با شرایط ناگواری (سردرگمی) در جهت منافع خود روبه رو می شوند، به تصمیم گیری های مختلفی می پردازند. آنها ممکن است توصیه های سرمایه گذاران حرفه ای یا جمع آوری اطلاعات مرتبط را برای ایجاد سود از تصمیمات سرمایه گذاری مطلوب دنبال کنند (کاهنمن و تیورسکی،1979 )3.
تورسکی و کاهنمن طی سلسله مقالاتی به توسعه کاربردهای دانش روانشناسی در علوم مالی و اقتصادی پرداختند که این دو در سال1979 تئوری چشم انداز را ارائه نمودند و پیشنهاد کردند که تئوری چشم انداز برای توضیح رفتار تصمیم گیری تحت شرایط نامطمئن است .باتوجه به تئوری چشم انداز عوامل روانی سرمایه گذاران، فرایند تصمیم گیری واقعی خود را به انحراف از عقلانیت می برد و همچنین به استدلال سیمون (1975)4 ادامه عقلانیت محدود است، در نتیجه سرمایه گذاران اغلب فرایند تصمیم گیری خود را مختصر می کنند و مستعد ابتلا به ابتکارات رفتاری که ممکن است خطاهای سیستماتیک ایجاد کنند و منجر به انتخاب سرمایه گذاری رضایت بخش شود. اما این به منظور حداکثر رساندن تصمیم گیری نیست. به طور کلی اگر فرایند تصمیم گیری سرمایه گذار مطابق با مسیر منطقی که شامل روش شناسایی، تقاضا شناخت محصولات مالی و ارزیابی جایگزین ها باشد، چنین سرمایه گذاری منطقی تلقی خواهد شد. علاوه براین با توجه به مشاهدات عملی رفتار سرمایه گذاران فردی، سرمایه گذاران معمولا خود قابلیت درک عقلانیت را دارند. از آنجا که سرمایه گذاران اعلام تجاری شرکت خود یا انتخاب فرایند را به عنوان یک رفتار منطقی از تصمیم گیری می دانند، به همین دلیل عملکرد بسیاری از سرمایه گذاران هنوز هم ظاهرا تعصبات رفتاری را نشان می دهد. براساس تئوری چشم انداز سرمایه گذاران سهام را به منظور نقد کردن سود سرمایه گذاری خواهند فروخت، اما آنها ممکن است ریسک داشتن یک سهام را ترجیح دهند تا اینکه سهام را به خاطر ضرری که اصطلاحا به آن اثرتمایلی می گویند بفروشند (استاتمن و شفرین، 1985)5. علاوه بر اثر تمایلی، انواع دیگری از تعصبات سرمایه گذاری وجود دارد. برای مثال، اگر سرمایه گذاران توانایی های خود را در پیش بینی دقیق دست بالا بگیرند، ممکن است به عنوان افرادی دارای اعتماد به نفس بسیار بالا در نظر گرفته شوند. همچنین تعصبات سرمایه گذاری می تواند منجر به کاهش بازگشت در سرمایه گذاری گردد (هایداک، 1987)6. رفتار توده وار تعصب رفتاری دیگری است که در بین سرمایه گذاران وجود دارد، در این نوع رفتار، سرمایه گذاران علائم بازار یا ایده های سرمایه گذاران حرفه ای را به عنوان پایه و اساس تصمیم گیری خود بکار می گیرند(گراهام، 1999)7. بنابراین براین اساس اثرات تعصبات سرمایه گذاری باید از بیشترین نگرانی های سرمایه گذاران فردی باشد. به عبارت دیگر دلایل اصلی تشکیل تعصبات سرمایه گذاری چیست ؟
بسیاری از تحقیقات با استفاده از ابعاد مختلف به سنجش صفات شخصیتی از قبیل شخصیت درونی/ برونی 8(Rotter,1986)، انواع سرمایه گذار (مدل K&BB)(بایلارد و همکاران، 1986 )9 و انواع شاخص های Myers _ Briggs (Mbti )( مایرز و همکاران، 1985)10 می پردازند.
در این تحقیق پنج صفت بزرگ (هارن و میچل، 2003)11 که عبارتند از روانژندی، برونگرایی، گشودگی نسبت به تجربه، وظیفه شناسی و موافق بودن را برای بحث در مورد رابطه بین صفات شخصیتی و تعصبات سرمایه گذاری به کار می گیرد، زیرا پنج صفت بزرگ شایع ترین و آسان ترین صفات برای متمایز کردن معیارها هستند. و همچنین سه تعصبات مالی رفتاری پیشنهاد شده که عبارتند از: اثرتمایلی، اطمینان بیش ازحد و رفتار توده وار، به عنوان متغیر نهفته در نظر گرفته شده است. به علاوه، این مطالعه متشکل از متغیرهای جمعیت شناسی از جمله سن، جنسیت، سطح تحصیلات و منطقه مسکونی است که تاثیرگذاری برروی تعصبات سرمایه گذاری را آشکار می کنند. به هرحال روابطی که باعث اتصال صفات شخصیتی و متغیرهای جمعیت شناسی با تعصبات رفتاری می شود در ادبیات ایران مورد آزمایش قرار نگرفته بویژه برای یک تحقیق جامع از ادبیات مرتبط در سرمایه گذاری تعصبات رفتاری.
بنابراین در این پایان نامه به بررسی رابطه بین صفات روانی و متغیرهای جمعیت شناسی بر تعصبات مالی رفتاری سرمایه گذاران انفرادی در بورس اوراق بهادار تهران در سال 1390 از طریق مدل معادلات ساختاری ( SEM) بیان می شود، که در نتیجه منجر به بدست آوردن دو مدل مفهومی برای این تحقیق می گردد.
1-3)اهمیت و ضرورت انجام تحقيق
تاکنون تحقیقات فراوانی در اکثر حوزه های مرتبط با بازار سرمایه در ایران صورت گرفته، اما آنچه در این بین کمتر مورد توجه قرار گرفته، پرداختن به تحقیقات جدی در خصوص بررسی نگرش های روانی بر تشخیص تعصبات رفتاری و اثرات آن در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. در اکثر کشورها، شناخت فرایند تصمیم گیری مشارکت کنندگان در بورس، همواره موضوعی مهم برای مشارکت کنندگان و سرمایه‌گذاران در بازار بوده است. در اکثر این کشورها، محققان تلاش های قابل توجهی جهت مطالعه و درک رفتار سرمایه گذاری مشارکت کنندگان بازار و به دنبال آن تاثیر این عوامل بر قیمت اوراق بهادار داشته اند، چرا که رفتارهایی که بر تصمیمات سرمایه گذاری مشارکت کنندگان در بازار تاثیر می گذارند از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند.
رابطه بین متغیرهای جمعیت شناختی مختلف، عوامل رفتاری و رفتار فردی سرمایه گذاران یکی از بحث های کشف شده در مسائل اقتصادی مالی و محققان امور مالی کاربردی در سراسر جهان است. در الگوی مالی سنتی در بازار کارآمد که بر اساس EMH است بر این فرض می باشد که تصمیم گیرندگان به طور کاملا عقلایی رفتار می کنند و همیشه به دنبال بیشینه کردن مطلوبیت مورد انتظار خود هستند. به عبارت دیگر دو پایه اصلی در پارادایم سنتی مالی، عقلانیت کامل عوامل و تصمیم گیری های مبتنی بر بیشینه سازی مطلوبیت مورد انتظار است. تا بعد از سال 1980 برخی از محققان رفتاری فهمیدند بطور کامل پدیده فوق العاده ای از بازار را توضیح دهد هرچند که تصمیم های سرمایه گذار به طور کامل عقلانی بودند (تیورسکی و کاهنمن، 1979). در حالی که در مالی رفتاری عنوان می شود که برخی پدیده های مالی را می توان با به کارگیری مدل هایی توصیف کرد که در آنها عامل اقتصادی کاملا در نظر گرفته نمی شود. در برخی از مدل های مالی رفتاری، عوامل رفتاری دارند که بطور کامل عقلایی نیستند. در برخی مدل ها نیز، عوامل اعتقادات درستی دارند ولی انتخاب هایی انجام می دهند که با بیشینه سازی مطلوبیت مورد انتظار سازگار نیست(راعی و فلاح پور ،1383،80).
هنگامی که سرمایه گذاران با شرایط نامطمئن رو به رو می شوند ، به احتمال زیاد در جهت منافع خود به تصمیم گیری های مختلف می پردازند ، یا ممکن است به دنبال توصیه های سرمایه گذاران حرفه‌ای یا جمع آوری اطلاعات مربوط به سود حاصل از تصمیم گیری سرمایه گذاری بهینه باشند (تیورسکی و کاهنمن، 1979). گرچه سرمایه گذاران حرفه ای اطلاعات بیشتری کسب خواهند نمود، اما به دلیل وجود تعصبات سرمایه گذاری بیشتر تصمیمات خود کاملا منطقی نیست، در نتیجه این تعصبات منجر به کاهش بازگشت سرمایه گذاری می گردد (کایداک، 1987)12 .
هنگامی که مالی رفتاری بین فعالان بازار توسعه یابد، سرمایه گذاران مزایای آن را خواهند دید و آنگاه انتظار می رود که درک نحوه تاثیر ابعاد روانشناختی سرمایه گذار بر پیامدهای سرمایه گذاری، بینش‌های جدیدی فراهم سازد. نتیجه مورد انتظار از برقراری ارتباط مناسب با مالی رفتاری برای مدیران و مشاوران، پرتفویی است که یک مشاور می تواند متناسب با اهداف و تمایلات هر سرمایه گذار ایجاد کند. از دیگر فواید این پژوهش، نزدیک کردن مشاوران و سرمایه گذاران به کاربردهای «مالی رفتاری» در مدیریت دارایی است. برای کسانی که نقش روانشناسی در دانش مالی را به عنوان یک عامل اثر گذار بر بازارها یا اوراق بهادار و تصمیمات سرمایه گذاران بدیهی می دانند، قبول وجود تردید در مورد اعتبار « مالی رفتاری» دشوار است. در عین حال هنوز بسیاری از دانشگاهیان و حرفه ای های طرفدار مکتب «مالی کلاسیک » بررسی جنبه های رفتاری انسان و تاثیر آن در تصمیمات مالی را به عنوان یک شاخه مستقل مطالعاتی باور ندارند. در طرف مقابل، طرفداران دانش« مالی رفتاری » اعتقاد راسخی دارند که آگاهی از “تمایلات روانشناختی ” در عرصه سرمایه گذاری، کاملا ضروری و نیازمند توسعه جدی دامنه مطالعاتی است (پمپین،1383؛ ترجمه بدری). بنابراین ما در این تحقیق می توانیم به درک سابقه و تاثیر آنچه که باعث تعصبات سرمایه گذاری شده است بپردازیم.
1-4)اهداف مشخص تحقيق (شامل اهداف كلي، ويژه و كاربردي):
1-4-1)اهداف كلي:
هدف اصلی اين تحقيق مطالعه تأثير جمعیت شناسی و صفات روانی بر روی تعصبات سرمایه‌گذاری است.
1-4-2)اهداف ويژه:
شناخت تعصبات روانی رایج در میان سرمایه گذاران انفرادی
شناسایی متغیرهای جمعیت شناسی موثر بر تعصبات رفتاری سرمایه گذاران فردی
شناخت صفات شخصیتی موثر بر تعصبات رفتاری سرمایه گذاران فردی
شناخت میزان تاثیر تعصبات رفتاری در بازگشت سرمایه گذاری واقعی
استخراج مدل نهایی برای این تحقیق
1-4-3)اهداف كاربردي:
هدف این تحقیق بررسی تاثیر تعصبات رفتاری در بازگشت سرمایه گذاری واقعی به منظور تدوین برنامه های اجرایی در جهت منافع سرمایه گذاران فردی در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. استفاده از نتایج این پژوهش می تواند به درک بهتر رفتار سرمایه گذاران کمک کند، در واقع اگر اثبات شود که گروه‌های خاصی از سرمایه گذاران، مستعد بروز برخی از تمایلات رفتاری هستند، در این صورت فعالان بازار می توانند قبل از اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری گرایش های رفتاری را تشخیص داده و به احتمال زیاد به نتایج و دستاوردهای بهتری در زمینه سرمایه گذاری دست یابند.
1-5)سوالات پژوهش
علل اصلی تشکیل تعصبات سرمایه گذاری چیست ؟
چگونه متغیر های جمعیت شناختی بر تعصبات سرمایه گذاری تاثیر می گذارند ؟
عوامل روانی چگونه بر پردازش اطلاعات افراد سرمایه گذار تاثیر می گذارند ؟
میزان تاثیر صفات روانی بر تعصبات سرمایه گذاری تا چه اندازه است ؟
چه میزان عوامل رفتاری می تواند بازگشت سرمایه گذاری واقعی را تحت تاثیر قرار دهد ؟
1-6) فرضيه ها
در این راستا، ما دو فرضیه اصلی را مطرح می کنیم:
1) صفات شخصيتي اثر معنادار و مستقيمي بر تعصبات سرمايه گذاري دارد.
2) متغيرهاي جمعيت شناسي اثر معنادار و مستقيمي بر تعصبات سرمايه گذاري دارد.
1-7) دامنه تحقيق
يكي از شرايط موفقيت هرتحقيقي، تعيين دامنه تحقيق مي باشد. چرا كه انجام تحقيق به صورت كلي وعام تا حدي غيرعملي بوده و اگرهم بتوان آن را انجام داد از نتايج جامعي برخوردار نخواهد بود لذا بايد سعي كرد كه تحقيق را تا حد ممكن محدود نمود و قلمروآن را مشخص كرده و سپس اقدام به انجام آن نمود. در اينجا به قلمرو تحقيق از سه بعد پرداخته مي شود.
1-7-1) قلمرو موضوعي
قلمرو موضوعی این تحقیق، تاثیر ویژگی های شخصیتی و متغیرهای جمعیت شناسی بر تعصبات مالی رفتاری سرمایه گذاران فردی در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسی قرار می دهد.
1-7-2)قلمرو مكاني
محدوده مکانی این تحقیق سرمایه گذاران انفرادی موجود در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.
1-7-3) قلمرو زماني
این تحقیق از نظر زمانی در شش ماه دوم سال 1390 در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است.
1-8) بيان متغيرهاي مورد بررسي در قالب یک مدل مفهومی
بر اساس مطالعه ای که در کشور تایوان صورت گرفته، دو مدل مفهومی بر اساس اطلاعات داده شده به شکل زیر می باشد شکل 1-1 نشان دهنده رابطه بین صفات شخصیتی و تعصبات سرمایه گذاری است و شکل1-2 بیانگر رابطه بین متغیرهای جمعیت شناسی با تعصبات سرمایه گذاری می باشد. بنابر این ما این شکل ها را به عنوان مدل فرضی در نظر می گیریم.
(جدول شماره1-1) کیفیت (چگونگی)ماهیت متغیرهای پنهان
متغیرهاآیتـــمSMCCronbachσقابلیت اطمیناانروانژندیN1
N2
N3
N551٪
56٪
40٪
43٪٪78٪78برونگراییE8
E9
E1051٪
89٪
45٪٪79٪81بازبودن به تجربهO17
O1878٪
49٪٪76٪77موافق بودنA20
A2164٪
57٪٪76٪75وظیفه شناسیC27
C28
C2956٪
63٪
51٪٪80٪80اثرتمایلیD2
D4
D514٪
28٪
18٪٪41٪43رفتارتوده وارH8
H9
H10
H1149٪
43٪
30٪
34٪٪74٪74اطمینان بیش ازحدO16
O17
O18
O1942٪
61٪
67٪
60٪٪84٪84
0.30
0.34 0.24
0.17
0.15 0.11
0.15
0.18 0.11

0.19
0.15
شكل 1-1 مدل مفهومی ساختار روابط صفات شخصیتی با تعصبات سرمایه گذاری
0.36
0.31-

0.16
0.12
0.10-
0.11

0.10

شکل 1-2 مدل مفهومی روابط بین متغیرهای جمعیت شناسی با تعصبات سرمایه گذاری
1-9)تعريف نظري و عملياتي مفاهيم ومتغيرها
1-9-1)مالیه رفتاری
تعريف نظري:
ارتباط علم مالی و سایر رشته های علوم اجتماعی که به عنوان روانشناسی مالی معروف شده ، به بررسی فرآیند تصمیم گیری سرمایه گذاران و عکس العمل آنها نسبت به شرایط مختلف بازارهای مالی و تاکید آن بر تاثیر شخصیت ، فرهنگ و قضاوت های سرمایه گذاران بر تصمیم گیری سرمایه گذاری می‌پردازد یا به عبارت دیگر، مطالعه رفتار عوامل در نحوه تخصیص و آرایش منابع، از نظر زمانی و مکانی و در یک محیط نامطمئن (مرتون،1998)13 .
تعريف عملياتي:
به مطالعه چگونگی تفسیر و عمل بر مبنای اطلاعات جهت انجام تصمیمات ساختار یافته سرمایه‌گذاری توسط افراد می پردازد (لینتر،1998،17)14. همچنین اولسن در توضیح خود از مالی رفتاری عنوان می کندکه مالی رفتاری سعی نمی کند نشان دهد رفتار عقلایی نادرست است بلکه در تلاش است که کاربردهای فرآیندهای تصمیم گیری روانشناختی را در شناخت و پیش بینی بازارهای مالی نشان دهد (اولسن،1998،11)15 .

1-9-2)تعصبات رفتاری
تعريف نظري:
منظور از تعصب یا تورش، انحراف از تصمیم گیری درست و بهینه است. از آنجایی که زمان و منابع شناخت محدود هستند، نمی توانیم داده هایی را که از محیط اخذ می کنیم به صورت بهینه مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. بنابراین ذهن انسان به طور طبیعی از قواعد سرانگشتی استفاده می کند. اگر از چنین روش های ابتکاری به طور مناسب استفاده شود، می توانند موثر واقع شوند، در غیر این صورت تورش های غیرقابل اجتنابی پیش خواهند آمد. به طور کلی ممکن است اشخاص در فرآیند تفکر و تصمیم گیری دچار خطا شوند (ریتر، 2003)16.
تعريف عملياتي:
عدم تقارن از ریسک در عملکرد ارزشی سرمایه گذاران ذاتی می باشد که بسیاری از آنها باعث می‌شود سرمایه گذاران تصمیمات سرمایه گذاری خود را بر اساس بصیرت (درک ناگهانی ) و تجارب قبلی خود در امر تصمیم گیری اتخاذ کنند نه بر اساس دلایل عینی و تحلیل منطق، به چنین انحرافی تعصب رفتاری می گویند (تیورسکی و کاهنمن، 1979) .
1-9-3)اطمینان بیش از حد
تعريف نظري:
اطمینان بیش ازحد، اطمینان بی اساس افراد به دانش و توانایی های خود بیشتر از آن چیزی که هست اطلاق می شود. معمولا پیش بینی افراد از احتمال وقوع پدیده ها یا خیلی افراطی یا خیلی تفریطی است. هم چنین زمانی که قابلیت پیش بینی پدیده ای کم است یا شواهد و مدارک مبهم هستند، متخصصان بیشتر از افراد عادی در معرض اعتماد بیش از حد قرار می گیرند(هیرشلیفر، 2001)17.
تعريف عملياتي:
اطمینان بیش از حد، یکی از مفاهیم مالی رفتاری مدرن است و به این معنی است که افراد معمولا به توانایی خود در پیش بینی رویدادها و یا صحت اطلاعاتی که در اختیار دارند، بیش از اندازه مطمئن هستند. این امر منجر به این می شود که افراد دانش خود را بیش از اندازه و ریسک را کمتر از وقایع تخمین بزنند و در نتیجه در مورد توانایی خود در کنترل رویدادها اغراق نمایند. برخی، اعتماد بیش از اندازه سرمایه‌گذاران را دلیل اصلی حجم فزاینده تقاضا در بازارهای مالی دارای حباب سفته بازی می دانند (پامپیان،2006) .

1-9-4)اثر تمایلی
تعريف نظري: نوعی قالب بندی ذهنی است که در آن اشخاص دنیای پیرامون خود را به حساب‌های ذهنی مجزا دسته بندی می کنند. همچنین به عنوان تعصب رفتاری رایج در میان سرمایه گذاران اطلاق می گردد٬ این تعصب براساس یک چارچوب حسابداری ذهنی است(هیرشلیفر، 2001) .
تعريف عملياتي:
بیانگر حالتی است که سرمایه گذاران گرایشی مفرط به نگهداری اوراق بهاداری دارند که در زیان است (به علت شناسایی نکردن زیان) و برعکس گرایش زیادی به فروش اوراق بهاداری دارند که در سوداست (به علت شناسایی کردن سود )(شفرین و استاتمن، 1985 18(. در واقع در این فرآیند، اشخاص حساب سرمایه گذاری های زیان ده و سود ده را از هم جدا می کنند.

1-9-5)رفتار توده وار
تعريف نظري:
رفتاریست کورکورانه که به پیروی از تصمیمات اکثریت به جای تکیه بر تفکر منطقی می پردازد. به عبارت دیگر سرمایه گذاران به دلایل متعدد منطقی یا غیرمنطقی٬ اطلاعات و تحلیل های شخصی خود را نادیده گرفته٬ اقدام به تبعیت و تقلید از تصمیمات دیگران می کنند(هیرشلیفر، 2001) .
تعريف عملياتي:
عبارتست از آن دسته رفتارهای سرمایه گذاران در بازار، که منجر به نادیده گرفتن پیش بینی‌ها و عقاید خود در رابطه با قیمت سهم و اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری تنها بر پایه رفتار کلی بازار می شود. به عبارت دیگر، رفتارهای احساسی و بعضا غیر عقلایی تعداد زیادی از سرمایه گذاران نسبت به صف های خرید و فروش و حرکت توده وار آنها به تاسی از افرادی است که به گمان آنها، به دلیل بهره مندی از اطلاعات نهانی بهترین زمان ورود و خروج از بازار با سهام خاصی را زودتر از سایر سرمایه گذاران تشخیص داده اند (اسلامی بیدگلی و همکاران،1386) .
1-9-6)صفات شخصیتی
تعريف نظري:
عبارتند از مدل پنج عاملی بزرگ یک سنخ شناسی فراگیر که مشتمل بر پنج عامل نسبتا پایدار (وظیفه شناسی٬ باز بودن به تجربه٬ برونگرایی٬ روانژندی٬ موافق بودن) است (رابرت مک کری ویل استا،1999).
1-9-7)برونگرایی
تعريف نظري:
به تمایل فرد به هیجان طلبی٬ معاشرتی٬ دردسترس بودن٬ خوش بینی، چرب زبانی و دارای احساسات مثبت مربوط می شود. این افراد از آمادگی کمتری برای تسلط بر نفس خویش برخوردارند، معمولا نسبت به افراد درونگرا از اعتماد به نفس بالاتری برخوردارند. در جمع بودن و فعالیت های گروهی را بر فعالیت های انفرادی ترجیح می دهند (هارن و میشل، 2003)19 .
1-9-8)روانژندی
تعریف نظری:
این بعد به توانایی فرد در تحمل استرس مربوط می شود. این افراد دارای ویژگی نگرانی٬ عصبی مایوس و نامید، دارای استرس، خجالتی آسیب پذیر و شتابزده هستند (فتحی آشتیانی،1389).
1-9-9)باز بودن به تجربه
تعریف نظری:
میزان علاقه افراد نسبت به تازگی و کسب تجربه های جدید را نشان می دهد. افراد با این ویژگی دارای قدرت تخیل٬ کنجکاوی نسبت به ایده های دیگران٬ دارای ایده و اقدام گرا هستند(فتحی آشتیانی٬ 1389).
1-9-10)موافق بودن
تعریف نظری:
این ویژگی به گرایش افراد به همسان بودن با دیگران ارتباط می یابد. افراد دارای ویژگی های تطابق‌پذیری٬ قابل اعتماد٬ نوع دوستی٬ متوازن و خوش قلب هستند (فتحی آشتیانی،1389).
1-9-11)وظيفه شناسی
تعریف نظری:
به تمایل فرد به وجدان بالا٬ نظم٬ هدف جو٬ وقت شناس و دارای انضباط شخصی اطلاق می شود. و این بعد معیار سنجش قابلیت اطمینان است (هارن و میشل، 2003).
فصل دوم
ادبيات و مباني نظري وپیشینه تحقيق
2-1)مقدمه
بورس اوراق بهادار، یک بازار اقتصادی است که در آن، خرید و فروش اوراق بهادار تحت ضوابط و قوانین خاص صورت می گیرد. با عنایت به عرضه سهام بزرگ ترین و مهم ترین واحد های اقتصادی کشور در تالارهای بورس، هرگونه تغییر در شرایط اقتصادی، سیاسی، روانی بازار و ….می تواند به سرعت بر بورس اوراق بهادار تاثیر گذاشته، آن را دچار نوسان کند. بررسی و تحلیل مالیه رفتاری سرمایه گذاران یکی از مباحث نوپای مدیریت مالی محسوب می گردد. پیشینه مالیه رفتاری به طور تقریبی به اوایل دهه هفتاد باز می گردد. این شاخه ی ترکیبی علوم مالی، که در واقع علوم روانشناسی و گاهی جامعه شناسی را برای تحلیل بهتر مسائل بازارهای مالی مورد استفاده قرار می دهد، اغلب به بررسی فرایند تصمیم گیری سرمایه گذاران و واکنش آنان در قبال شرایط مختلف بازارهای مالی می پردازد و تاکید آن بیشتر به تاثیر شخصیت، فرهنگ و قضاوت های سرمایه گذاران بر تصمیمات سرمایه گذاری است. ساختارهای خاص فرهنگی در ایران و اثر گذاری آن ها بر رفتار فردی و گروهی افراد به ویژه در بازار سرمایه، لزوم شناخت تئوری ها و مدل های تحلیلی و شناختی مالیه رفتاری را برای فعالان و دست اندرکاران بازار، اجتناب ناپذیر می نماید. اینکه گاهی مشاهده می شود که در بازار به جای تقاضای دوطرفه و داشتن خریداران و فروشندگان در یک زمان، با تقاضای یک طرفه و صف های خرید یا صرفا” فروش مواجه هستیم، بی شک از مصادیق الگوهای رفتاری خاص حاکم بر بازار است.
مبانی نظری و تجربی تحقیق
2-2)تعصبات مالی رفتاری
2-2-1)مقدمه
در سال 1970، فاما مقاله ای را تحت عنوان “بازارهای کارای سرمایه؛ مروری بر نظریه و مطالعات تجربی” منتشر نمود. وی در این مقاله دیدگاه قبلی خود را در مورد کارایی بازارهای سرمایه مجددا تعریف نمود و ادعا نمود که در یک بازار کارا، قیمت ها تمامی آنچه که در مورد یک دارایی فهمیده می شود را در خود منعکس می کنند. قسمت عمده ای از مطالعات به این نتیجه رسیدند که فرضیه بازارهای کارا قابل رد نیست. در طی دهه اخیر اندیشمندان مالی سعی در تبیین و یافتن علل موارد خاص با کمک از سایر علوم همانند روانشناسی، علوم اجتماعی و فیزیک بوده اند. یکی از مطالعاتی که در این زمینه به سرعت گسترش یافت و تا حدودی توانست پدیده های مذکور را تبیین نماید ادغام نظریه های اقتصادی با نظریه های رایج روانشناسی بود که تحت عنوان «مالیه رفتاری» مطرح شد. مالیه رفتاری به مطالعه و تحلیل چگونگی تفسیر و عمل بر مبنای اطلاعات، جهت انجام تصمیمات ساختار یافته سرمایه گذاری توسط افراد می‌پردازد(سیگل، 1998) .20بدیهی است مالیه رفتاری تلاش نمی کند نشان دهد رفتار عقلایی نادرست است، بلکه کمک می‌کند تا با فرموله کردن مدل های رفتاری، بهتر بتوانیم بازار سرمایه خود را شناخته و در رفع تنگناهای ناشی از الگوهای رفتاری بهتر عمل نماییم. در یک جمع بندی می توان چنین اذعان داشت که در بحث های مالیه رفتاری، ویژگی های رفتاری که بر تصمیم گیری های افراد موثرند، مورد بررسی قرار می گیرند. این ویژگی ها تعصبات رفتاری (تورش) نامیده می شود (فلاح پور و عبداللهی، 1390).
2-2-2)نظریه نوین مالی
هر چند که بسیاری از اصول و نظریه های مالی ریشه در سال های بسیار دور و تحت عنوان علوم دیگر مطرح بوده است. با این وجود دهه 1950 را می توان تاریخ زایش دانش مالی نامید. نظریه اقتصاد مالی نوین، برای بازیگران اقتصادی در بازارهای مالی دو ویژگی در نظر می گیرد: 1)بازیگران صحنه بازار تصمیمات را بر طبق قوائد تئوری بهره وری مورد انتظار، اتخاذ کرده و پیش بینی های منصفانه ای را در مورد آینده ارائه می کنند. 2)بازیگران در این نظریه ریسک گریز هستند و تابع بهره وری هر شخص مقعر می باشد، مانند زمانی که مطلوبیت نهایی سرمایه گذاری ها کاهش می یابد. بنابراین سرمایه گذاری ها منطقی تعیین قیمت می شوند و درنتیجه موازنه منطقی در بازار حاکم می باشد(جانسون و همکاران، 2002).21 نظریه ی نوین مالی دارای دو پارادیم اصلی است:
عقلانی بودن عامل های اقتصادی
کارایی بازار و در نتیجه مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای (CAPM)
2-2-3)چارچوب های نظریه نوین مالی
پارادیم اصلی نظریه نوین مالی، “عقلانی بودن عامل های اقتصادی” و “نظریه بازار کارا” است. نگاهی گذرا به عمده یافته ها و دستاوردهای مطالعات اندیشمندان مالی در طی نیم قرن اخیر، حاکی از این واقعیت است که یک سری نظریه ها و اصول را می توان به عنوان چارچوب های بنیادی نظریه نوین مالی مدنظر قرار دهد(تلنگی،1383،6). این چارچوب ها را می توان به شرح زیر بر شمرد:
1-عدم وجود فرصت آربیتراژ: به معنی ایده عدم وجود روش بدون ریسک برای کسب سود است. این مشابه مفهوم “قانون وجود یک قیمت” است. وجود آربیتراژ اولین بار توسط مودیلیانی و میلر (1985,1961) در مطالعه مشهورشان پیرامون ساختار سرمایه بیان شد. سپس توسط راس(1976) برای قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای (APT) مورد استفاده قرار گرفت.
2-EMH , CAMP: به معنی استفاده بازار از تمامی اطلاعات جهات قیمت گذاری دارایی ها است. ایده ی اولیه آن توسط باچلیر(1900)و کوتنز(1960) مطرح و توسط فاما(1970) عملیاتی شد. CAPM بر اساس تحلیل میانگین _واریانس شکل گرفته و توسط شارپ(1974) تعمیم یافت.
3-ارزش فعلی خالص(NPV): با این مفهوم معادل ارزش فعلی پرداخت های آتی و یا برعکس را می توان به دست آورد. کاربرد اصلی آن در بودجه بندی سرمایه ای و قیمت گذاری دارایی هاست. مفهوم NPV توسط ایروینگ فیشر(1908) و هیرشیفر(1964) عملیاتی شد.
4-تحلیل میانگین _واریانس و نظریه پرتفولیو: توسط مارکویتز(1952) مطرح شد و ریشه توسعه CAPM و صنعت سرمایه گذاری شد.
5-نظریه مطلوبیت انتظاری EUT: در نظریه مطلوبیت انتظاری فرض می شود که تصمیم گیرنده بین جنبه های ریسکی یا نامطمئن، با مقایسه ارزش های مطلوبیت انتظاری تصمیم می گیرد. بعدها این نظریه در دو حالت و تحت شرایط عدم اطمینان با نام نظریه مطلوبیت انتظار ذهنی و تحت شرایط ریسکی با نام نظریه ون نیومن_مورگن استرن (1944) تعمیم یافت که این دو از بنیان گذاران اصلی این نظریه هستند.
2-2-4) تئوری تصمیم گیری عقلانی22(منطقی)
بطور کلی تصمیم گیری عقلانی، تصمیم را براساس منطقی خاص و روش های تصمیم گیری سیستماتیک می سازد(رابینز، 2002)23. با توجه به موضوع فرایند تصمیم گیری عقلانی، دانش پژوهان مدل‌های ارائه شده خوبی را با مراحل تصمیم گیری مختلف تهیه کردند. به عنوان مثال میتزبری و همکاران24 1976 سه مرحله ابتدایی از فرایند تصمیم گیری منطقی را توصیف کردند: 1)شناسایی طبیعت 2)ماهیت مشکل 3)جستجو برای اطلاعات بیشتر
عناصر توسعه که در جستجوی اطلاعات ضروری و روش های حل مسئله و انتخاب عناصر است که در شناسایی مشکل و ارزیابی راه حل های جایگزین به انتخاب مطلوب می انجامد.
کنی (1998) 25و هاموند(2002) 26بطور مشابه شش معیار برای ارزیابی تصمیم منطقی موثر طراحی کردند. اوسلند (2006)27 و رابینز(2007) 28یک طرح هشت مرحله ای ارائه دادند و مک ماهان(2007) 29) هشت راهکار موثر برای روند تصمیم گیری پیشنهاد کرد) هیولین، 2011 .(
بر اساس استناجی از این نظریه ها، آنها ایده های مشابهی را در عبارت متفاوت بیان کرده اند، یعنی می توان گفت که هیچ یک از این نظریات نمی تواند بر دیگر نظرات غالب و برتر باشد. سیمون (1951و 1982) از پیشگامان مفهوم عقلانیت محدود است و ادعا می کند که تصمیم گیری ناقص مدیران به علت فقدان اطلاعات، زمان نامناسب و شناخت محدودیت است. بنابراین مدیران در صورت دسترسی به منابع ضروری، می توانند تصمیم گیری بهتری داشته باشند. در صورتی که مدیران اغلب مجبور به تصمیم گیری بدون اطلاعات کافی برای کسب موفقیت در تصمیم گیری شان هستند. بطوریکه این تصمیم گیری زیاد نمی‌تواند رضایت بخش باشد، سیمون(1951و1982)

2-2-5)از فرضیه بازار کارا تا مالیه رفتاری
رفتار سرمایه گذاران یکی از فرضیه های اساسی مالی تحت عنوان “بهینه بودن بازار ها” را زیر سوال برده است. این زمینه به طور خلاصه بیان می کند که تغییرات قیمت سهام در نتیجه تغییر در ارزش ذاتی شرکتها روی می دهد و در نتیجه قیمت سهام تنها از اخباری متاثر می شود که به تغییر جریانات نقدی آتی سهام یعنی آنچه عاید سرمایه گذار خواهد شد و در نتیجه تغییر در ارزش ذاتی منجر می شود .این فرضیه در حالت قوی تر خود بیان می کند که به علت کارا بودن بازارهای سهام، اطلاعات مالی مربوط به عملکرد شرکتها در قیمت سهام آنها لحاظ شده است و بنابراین در هر لحظه بازار، بهترین قیمت را برای یک دارایی با توجه به ارزش فعلی شرکت پیشنهاد می دهد (فاما،1970،25 ).
نمودار زیر که توسط رابرت شیلر از مشهورترین اساتید دانشگاه بیل(yale) ارائه شده این فرضیه بنیادی مالی را به چالش می کشد. در نمودار زیر، منحنیp شاخص واقعی قیمت سهام در بازار ایالت متحده آمریکا از سال 1870تا2008 را نشان می دهد. منحنی*p ارزش فعلی کل عایدات واقعی سهام را محاسبه کرده است. بدین ترتیب با توجه به در دسترس بودن اطلاعات آتی برای یک دوره زمانی طولانی از تاریخ شروع نمودار در سال1870منحنی*p با تنزیل سود های نقدی واقعی که در آینده توزیع شده اند(بر اساس نرخ سود در اوراق قرضه آمریکایی)، ارزش ذاتی میانگین کل سهام شرکتها در بورس نیویورک را برآورده کرده است.

شکل2-1: مقایسه قیمت با ارزش ذاتی سهام
مقایسه این دو منحنی نتایج جالبی را به دست می دهد؛ نخست اینکه به سادگی می توان تشخیص داد که میزان نوسانات واقعی قیمت سهام در بورس بسیار بیشتر از نوسانات ارزش ذاتی است. به نحوی که منحنی*p یک روند پیوسته با شیب ملایم را طی می کند. اما منحنی p به عنوان نماینده تغییرات قیمت سهام بسیار متلاطم و پر نوسان است. دوم اینکه هر چند در اواخر قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم دو نمودار هماهنگی زیادی با یکدیگر دارند اما پس از این دوره، برای بازه های زمانی بسیار طولانی (مانند اوایل دهه 90تا2008 میلادی) تفاوت معناداری بین قیمت سهام و ارزش ذاتی شرکتها وجود داشته است.
این اختلاف در تضاد جدی با فرضیه بهینه بودن بازارها است که قیمت را منعکس کننده ارزش ذاتی دانسته و هرگونه اختلاف میان این دو را ناچیز و موقتی می انگارد. یک نمونه قابل تشخیص دیگر در این نمودار مربوط به دوران رکود بزرگ30 است که طی آن قیمت سهام در سال های 1929تا1932 بیش از دو سوم ارزش خود را از دست داد، در حالی که کوچکترین تغییری در ارزش ذاتی شرکتها بر اساس تنزیل سود های آینده ایجاد نشده؛ به عبارت دیگر شرایط سود آوری آتی شرکتها کاملا با ثبات بوده است.
مطالعه میزان گردش سهام به عنوان یک مثال دیگر در بحث حاضر نیز دربردارنده نتایج جالب توجهی است. ارقام جدول 2-1 به خوبی نشان می دهد که در سه بورس توسعه یافته ایالات متحده، انگلستان و آلمان در طول سال2009 ارزش کل معاملات به مراتب بیش از ارزش بازار بوده که به معنای دست به دست شدن کل ارزش سهام بازار در طول یک سال بین معامله گران است.
جدول2-1سرعت گردش سهام در بازارهای مختلف سهام در دنیا (2009میلادی)
در بورس تهران هر چند این نسبت بسیار کمتر است با توجه به سهام شناور آزاد)



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید