دانشگاه آزاد واحد ساری
موضوع پروژه :
بررسی رابطه ی بین هوش هیجانی و سلامت روانی در پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه آزاد
استاد راهنما :
دانشجو :
سال تحصیلی 93-92
سپاسگزاری :
با حمد و ستایش خداوند بیکران که ما را آفرید و از نعمت های بی شمار خود برخوردار ساخت. تحقیقی که ارائه شده است نتیجه راهنمایی های استاد گرانقدر خانم آمنه موسوی و آموخته های اندک این حقیر بوده است که در حد توان و بضاعت ارائه شده است. امید است با وجود نقایص و کاستی ها مورد توجه و عنایت شما استاد ارجمند قرار گیرد تا شروعی باشد برای فرداهای بهتر.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه3
1-علت انتخاب موضوع تحقیق3
2-بیان مسئله5
3-اهمیت و ضرورت پژوهش5
4-سوالات تحقیق6
5-فرضیه های پژوهش6
6-پیشینه تحقیق7
7- محدودیت های تحقیق8
8-اهداف پژوهش8
9 -روش جمع آوری اطلاعات و منابع9
10- خلاصه تحقیق9
تاریخچه هوش هیجانی11
مفهوم هوش هیجانی از دیدگاه بار –آن18
1- خود آگاهی هیجانی20
2- قاطعیت20
3-حرمت21
4-خودشکوفایی21
5- استقلال22
6- همدلی22
8-مسولیت پذیری23
9- حل مسئله :24
10-واقعیت سنجی:24
11- انعطاف پذیری:25
12- تحمل فشار:25
13- کنترل تکانه:26
14- شادکامی:26
15- خوشبختی:27
تاثیر هوش هیجانی در زندگی30
هوش هیجانی و سلامت30
هوش چیست32
نقش هیجانها در هوش33
هوش هیجانی :دو نظریه34
4-استفاده از هیجانها34
تنظیم وکنترل هیجانها35
بهداشت روان:37
توانایی لذت بردن از زندگی:38
پیشینه تحقیق42
پژوهشهای خارج از کشور42
پژوهشهای داخل کشور43
روش تحقیق:46
جامعه- نمونه و روش نمونه گیری:46
ابزار پژوهشی و روش گردآوری داده ها46
آزمون هوشی هیجانی بار-ان48
فصل پنجم: پیشنهاد ها و نتیجه گیری86
فهرست منابع91
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط هوش هیجانی باسلامت روانی و پیشرفت تحصیلی می باشد تحقیق حاضر از نوع همبستگی است در این پژوهش مولفه های هوش هیجانی به عنوان متغیر پیش بین(مستقل)وسلامت روانی وپیشرفت تحصیلی به عنوان متغیر ملاک (وابسته)درنظر گرفته شده اند.جامعه آماری تحقیق راکلیه دانشجویان دانشگاه آزاد واحد سراب در سالتحصیلی 90-89تشکیل می دهند نمونه تحقیق شامل 30دانشجوی دختر است که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده اند.کلیه آزمودنیهای پژوهش هیجانی بار-ان وپرسشنامه سلامت عمومی کله برگ (1979)ومیانگین معدل ترم های گذشته دانشجویان موردسنجش وارزیابی قرار گرفتند نتایج نشان می دهد بین هوش هیجانی وبرخی از مولفه های سلامت عمومی از قبیل اضطراب اختلال درکارکرد اجتماعی و افسردگی رابطه منفی معنی داری وجوددارد.
واژگان کلیدی:هوش،هیجانی،سلامت روانی،پیشرفت تحصیلی
فصل اول:کلیات تحقیق
 مقدمه
1-علت انتخاب موضوع تحقیق
هوش هیجانی به عنوان یک مفهوم جدید در روان شناسی حاصل در هم تنیدگی دو ذهن هیجانی وعقلانی است هوش هیجانی رابطه متقابل عقل و احساس است واز آنجا که انسانها به طور غالب نه به طور عقلانی هستند ونه احساسی از قابلیت فرد برای انطباق بامحیط اطراف وکنار آمدن با مشکلات زندگی به کارکرد ترکیبی قابلیتهای عاطفی وعقلانی بستگی دارد.امروزه هوش هیجانی موضوع مورد بحث بسیاری از تحقیقات وپژوهشهای مربوط به بررسی تفاوتهای فردی شده است توانایی پیش بینی موفقیتهای زندگی ونیز نقش اساسی این سازه در اغلب اختلالات روانی می تواند از دلایل علاقه به مطالعه هوش هیجانی باشد و واژه هوش هیجانی نخستین بار درسال 1990توسط دکتر پیتر سالودی از دانشگاه یل ودکتر جان مایر از دانشگاه نیو همیشایر مطرح شده با این حال از نظر مفهومی (نه اصطلاحی )ریشه آن به هوش اجتماعی باز می گردد که در سال 1920از سوی ترنرایک مطرح شد هوش هیجانی ثرندایک به توانایی فهم ومدیریت مردم وعلاقلانه عمل کردن در روابط انسانی اطلاق می شود.ریشه مفهوم دیگر به اصطتاح هوش درونی فردی و میان فردی گاردنو باز میگردد با این حال همانطور که گفته  شد انچه عمومیت دارد و در ادبیات تحقیقی رواج پیدا کرد اصطلاح هوش هیجانی بود که توسط سالووی و مایر پیشنهاد گردید و در سال 1995 با انتشار کتاب گلمن تحت همین عنوان وجه عمومی تری یافت انها با اطلاع از اقدامات اولیه که در مورد جنبه های غیر شناختی هوش هیجانی را اغاز کردند آنها هوش هیجانی را به عنوان یک شکل از هوش هیجانی در نظر گرفتند ومعتقدند که هوش هیجانی نوعی از پردازش اسست که شامل توجه به هیجانهای ارزیابی صحیح و دقیق آن در خود و دیگران نظم بخشی سازش یافته هیجانها و ابزار مناسب آنها می باشد در تعریفی دیگر بار – آن هوش هیجانی را دسته ای از مهارتهای استعدادها و توانایی های غیر شناختی می دانند که با توانایی موفقیت فرد را در مقابله به فشارها افزایش می دهد . همزمان با پیدایش و گسترش هوش هیجانی به عنوان روح زمان و یا گرایش فرهنگی یک دوره خاص به عنوان مجموعه ای از صفات شخصیتی (بار-ان2001)به عنوان مجموعه ای از توانایی های ذهنی (مایر-سال ووی-کاروسو2000)مطرح گردید.تلقی توانشی از هوش هیجانی اساسی را بر یادگیری توانایی های هیجانی و به کار گیری عملی آنها در حوضه های مختلف زندگی می گذارد.به عقیده ی مایر و سالووی توانایی دریافت و ابراز هیجان و نیز فهم ومدیریت اطلاعات هیجانی قابل یادگیری بوده افراد از این نظر با هم تفاوت دارند بنابراین هوش هیجانی توانشی یا توانایی شناختی هیجانی به توانایی واقعی و بالفعل افراد در باز شناختی و پردازش اطلاعات هیجانی اطلاق می شود.این نوع از هوش هیجانی بهوسیله ی عملکرد و موقعیت های عینی مورد ارزیابی قرار می گیرد. یکی از وظایف مراکز خدمات مشاوره ای دانشگاه تامین سلامت روان حاصل می شود . (بروکن1985)ارتقای سلامت روان و پیشگیری از بیماریها را بخشهایی از مفهوم کلی سلامت می داندو بین آنها پیوست ها را فرض می کنند (خواجوی و همکاران1382) فعالیت های آموزشی در جهت تقویت بهزیستی خود یکی از بخش هایی است ه می گفته و رال (1990َ)برای ارتقای سلامت روان باید توسعه یابد از جمله فعالیت های آموزشی که امروزه محققان تاکید بیشتری بر روی آن دارند آموزش مهارت های هوش هیجانی است .ماهیت آموزش پذیری قابلیت یادگیری و قابلیت ارتقا و شکوفایی هوش هیجانی موجب گردیده تا به این پدیده بیش از پیش توجه شود لذا در این تحقیق برانیم که میزان تاثیر آن را بر پیشرفت تحصیلی و بهداشت روان مورد بررسی قرار دهیم واینکه چگونه از این پدیده میتوانیم برای ارتقای سطح و کیفیت تحصیل و بهبود بهداشت روان جامعه کمال استفاده را بکنیم .
 2-بیان مسئله
 یکی از پدیده های که در دهه ی اخیر مورد استقبال قرار گرفت پدیده هوش هیجانی بوده است که دلیل این امر توانای فرضی هوش هیجانی بالاتر در حل  بهتر مسائل کاستن از میزان تعارفات بین انچه که انسان احساس میکند یا  انچه فکر می کند یا همان تقابل عقل و احساس و مشاهده زندگی شاد و موفقیت امیز کسانی بوده که از تحصیلات عالی برخوردار نیستند ولی به دلیل هوش هیجانی می توانند سبب افزایش میزان سلامتی –رفاه -ثروت- موفقیت عشق و شادی گردد ایمانی 1384 در سلامت روان از جمله مفاهیم مهم و اساسی در روانشناسی است که محققان زیادی به ان توجه کرده اند .عوامل مختلفی می تواند سلامت روان افراد را تحت تاثیر قرار دهند دانشجویان که اجزای اصلی دانشگاه را تشکیل می دهند زمانی می توانند در پیشرفت تحصیلی نیز از جمله مباحثی است که در محیطهای اموزشی بویژه در دانشگاه بیشترین اهمیت برخوردار است . محققان عوامل مختلفی را که بر سلامت روانی و پیشرفت تحصیلی  دانشجویان تاثیر دارد را مورد بررسی قرار داده اند . مفهوم نسبتا جدیدی که اخیرا مورد توجه روانشناسان قرار گرفته است عبارت است از هوش هیجانی .شاید شکی نیست علاقه مندی به بررسی تاثیر این متغییر بر متغیرهای مهم و اساسی سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانشجویان را تحت تاثیر قرار دهد؟
3-اهمیت و ضرورت پژوهش
هوش هیجانی یکی از متغیرهای مهمی است که با بهداشت روانی و پیشرفت تحصیلی رابطه دارد. توانای شخصی برای سازگاری و چالش با زندگی به عملکرد منسجم قابلیتهای هیجانی بستگی دارد. چرا برخی از مردم نسبت به بعضی دیگر از بهداشت روانی بهتر برخور دارند؟چرا برخی از مردم نسبت به برخی دیگر در زندگی موفق ترند؟چه عواملی این تفاوتها را رقم میزنند؟پاسخ به این سوالات لزوم بررسی مهارتهای هیجانی که تصور می شود موفقیت افراد را تبیین کند نشان می دهد احتمالا پیشرفت-موفقیت و کامیابی افراد می تواند ناشی از سلامت روان و هوش هیجانی باشد. لذا با توجه به جنبه های کارکردی هیجان در سلامت روان تحصیلی و کمک به فرد در جهت تامین بهداست روان بررسی این متغییرها در دانشجویان مهم وسودمند است. با توجه به این که هوش هیجانی مناسب بر سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانشجویان تاثیر دارد با توجه به این که اموزش به هوش هیجانی مناسب به افراد می تواند بر رفتار انها تاثیر بگذارد ضرورت کنترل مهارتهای هوش هیجانی بیشتر نمایان می شود.همچنین انجام تحقیقات اندک در این زمینه به ویژه در کشور و استان وجود داشته یافته های پراکنده در انجام این پژوهش ضرورتی مهم به نظر می اید نتایج این تحقیق کاربردی مفید برای مراکز مشاهده و دانشجویی دارد. همچنین با توجه به نقش و اهمیت این متغیرها در عملکرد تحصیلی و قابل تغیر بودن متغیرهای مورد مطالعه می توان با اموزه ها و ارائه راهکارهای صحیح سلامت روان و عملکرد تحصیلی دانشجویان را افزایش داد.
4-سوالات تحقیق
آیا بین هوش هیجانی با سلامت روان رابطه وجود دارد؟
آیا بین هوش هیجانی با عملکرد تحصیلی رابطه وجود دارد؟
5-فرضیه های پژوهش
بین هوش هیجانی با سلامت روان رابطه وجود دارد.
بین هوش هیجانی با عملکرد تحصیلی رابطه وجود دارد.
6-پیشینه تحقیق
گاردنر(1997) خاطر نشان می کند که هسته هوش بین فردی (توانایی درک وارائه پاسخ مناسب به روحیات –خلق وخو-انگیزشها –وخواستهای افراد دیگر است )وی اضافه می کند که در هوش درون فردی کلید خود شناسی عبارت است از:آگاهی داشتن از احساسات شخصی خود وتوانایی متمایز کردن واستفاده از آنها برای هدایت رفتار خویش (کلمن 1995)سالووی (1990)توصیف مبنایی خود را از هوش هیجانی بر اساس نظریه گاردو توسعه دادند.آنها دریافتند که افراد در تشخیص احساسات خود ودیگران باهم متفاوت هستند وبرای نخستین بار مفهوم هوش هیجانی رابسط دادند.(کلمن 1994)واوایل 1995 بر آن شدکه کتابی در مورد سواد آموزی هیجانی تالیف کند وی برای این کار از تعدادی مدارس دیدن کرد تا ببیند مدارس بر رشد هیجانی دانش آموزان از چه روشهایی استفاده می کند اوهمچنین جهت تالیف خود مطالعاتی داشته است تا اینکه با اثر میر و سالووی آشنا می شود سرانجام کتابی در سال 1995 تحت عنوان هوش هیجانی توسط کلمن تالیف می شود اطلاعاتی پیرامون مغز –هیجانات ورفتار گرد آوری نبوده وبرخی از عقاید خودرا نیز در
بار-آن (1997)مدلی چند عاملی برای هوش هیجانی تدوین کرده است وی معتقد است که هوش هیجانی مجمو عه ای از توانایی ها و مهارت های است که فرد را برای کنار این کتاب عنوان کرده است.امدن با محیط و کسب موفقیت در زندگی تجهیز می کند و صفت هیجان هوش رکن اساسی است که آنرا از هوش شناختی متمایز کند از دیدگاه بار- ان (19979)هوش هیجانی دارای ابعاد عاملی است .وی 15 بعد هیجان را عنوان می کند که با استفاده از خرده مقیاسهای پرسشنامه هوش هیجانی بار-ان اندازه گیری می شود هوش هیجانی و مهارت های اجتماعی-هیجانی طی زمان رشد و تغیر می کند و می توان اموزش و برنامه های اصلاحی مانند تکنیک های در زمانی انها را بهبود بخشید.
7- محدودیت های تحقیق
از اهم محدویت های تحقیق حاضر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد :
ـ عدم وجود آمار و اطلاعات کافی (بالاخص در خصوص جامعه آماری افراد)
ـ هزینه و زمان بر بودن انجام تحقیق به دلیل میدانی بودن
ـ عدم همکاری برخی از گردشگران در پاسخ دادن به پرسشنامهها
8-اهداف پژوهش
 اهداف کلی:
بررسی ارتباط هوش هیجانی با بهداشت روان و پیشرفت تحصیلی
 اهداف جزئی:
تعیین ارتباط هوش هیجانی و تاثیر آن در بهداشت روان
تعیین هوش هیجانی و تاثیر آن در  درپیشرفت تحصیلی.
9 -روش جمع آوری اطلاعات و منابع
پژوهش حاضراز نظر هدف نوعی تحقیق کاربردی است. هدف تحقیقات کاربردی توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. به عبارت دیگر تحقیقات کاربردی به سمت کاربرد عملی دانش هدایت می‌شوند(سرمد و همکاران،1383). پژوهش حاضر از نظر روش توصیفی و از نوع زمینه یابی1 است. در این تحقیق از دو روش مطالعات کتابخانهای و مشاهدات میدانی استفاده شده است. به منظور اجرای پژوهش، پژوهشگر بعد از تعيين حجم نمونه و تهیه پرسشنامه، مجوز لازم برای تکمیل پرسشنامه ها را از سازمان ها و مراکز مربوطه، دریافت و سپس با حضور محلهای مورد نظر، و با ارائه توضیحات لازم به آزمودنیها، پرسشنامه ها بین آنها توزیع و پس از تکمیل از سوی آزمودنیها، دادهها را تحلیل کردهایم.
10- خلاصه تحقیق
این تحقیق در 5 فصل تدوین گشته که در فصل اول به بیان کلیات پرداخته ایم و در فصل دوم مبانی نظری تحقیق مد نظر می باشد.فصل سوم به معرفی منطقه پرداخته ایم. در فصل چهرام به تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته ایم در فصل پنجم نتیجه گیری کلی نموده ایم.
فصل دوم:
ادبیات تحقیق
تاریخچه هوش هیجانی:
توصیه های داده شده از هوش هیجانی به همان قدمت رفتار انسانی است از انجیل عهد قدیم و عهد جدید و فلاسفه یونانی گرفته تا شکسپیر توماس مطرح شده است کسانی که هوش هیجانی خود را تقویت می کنند و ان را به حد کمال می رسانند یک توانایی منحصر به فرد به دست می اورند تا در شرایط و موقعیت هایی که دیگران در انها گیر می کنند و رنج می کشند به خوبی شکوفا شوند. هوش هیجانی چیزی در درون ماست که تا حدی نامحسوس است هوش هیجانی است که تعین می کند چگونه رفتار خود را اداره کنیم چگونه با مشکلات اجتماعی کنار بیایم و چگونه تصمیماتی بگیریم که نتایج مثبت ختم شوند. در سالهای 1900 تا 1920 جنبش جدیدی پدید آمد که می خواست برای اندازه گیری هوش شناختی را پیدا کند. دانشمندان ان زمان ای کیو(هوش بهره )را که روش سریع برای جدا کردن افراد متوسط از افراد باهوش بوده مورد مطالعه قرار داده اند انها خیلی زود متوجه محدودیت های این روش شدند بسیاری از مردم خیلی باهوش بودند اما توانایی انها در اداره کردن رفتارشان و کنار امدن با دیگران آنها را مخدود کرده بود.همچنین آنها متوجه شدند افرادی وجود دارند که هوش متوسط دارند ولی در زندگی بسیار موفق هستند. ثرندایک استاد دانشگاه کلمبیا اولین کسی بود که مهارتهای هوش هیجانی را نام گذاری کرد اصطلاحی که او اخترتع کرد هوش هیجانی (نشانگر توانایی افرادی است که در خوب کنار امدن با مردم مهارتهای کافی دارند در سالهای دهه 1980بود که هوش هیجانی (هوش بهره) نام فعلی خودرا بدست آورد بلافاصله بعد از آن پژوهش ها و مطالعات بسیار قدرتمندی انجام شد از جمله سری پژوهشها در دانشگاه ییل که هوش هیجانی را به موفقیتهای شخصی وشادی وموفقیتهای حرفه ای ربط داد. مفهوم هوش هیجانی نشان میدهد که چرا دو نفر با(هوش بهره) یکسان ممکن است به درجات بسیار متفاوتی از موفقیت ها در زندگی دست یابندهوش هیجانی یک عنصر بنیادین از رفتار انسان است که جدا ومتفاوت از هوش شناختی و عقل عمل می کند.بین هوش بهره و هوش شناختی هیچ رابطه شناخته شده ای وجود ندارد.شما اصلا نمیتوانید از روی هوش شناختی یک نفر هوش هیجانی او را حدس بزنید. این یک خبر خوب است زیرا هوش شناختی یا انعطاف پذیر نیست هوش بهره از همان لحظه تولد ثابت است یا دست کم ثبات نسبی داردمگر اینکه یک تصادف مثلاآسیب مغزی آن را تغییر دهد.هیچ کس با یادگیری واقعیتهای جدیدیا فرا گرفتن اطلاعات عمومی بیشتر با هوش تر نمی شود. هوش شناختی یعنی توانایی یادگیری که در 15 سالگی همان است که در 50 سالگی اما بر عکس هوش هیجانی مهارتهای انعطاف پذیری است که به آسانی آموخته می شود.بااینکه بعضی از مردم نسبت به دیگران به طور طبیعی هوش هیجانی بالاتری دارند کسی که حتی بدون هوش هیجانی بدنیا آمده است باز هم میتواند در خود هوش بهره بالا بوجود آورد .شخصیت آخرین تکه این پازل است شخصیت همان سبک روش یا شیوه ای است که ما را معرفی میکند وموجب تمایز ما از دیگران می شود شخصیت شما نتیجه تمایلات و ارجحیت های شما است مثلا تمایل به درون گرایی اما مانند هوش بهره
از روی شخصیت نمیتوان هوش هیجانی را حدس زد . باز هم مثل شخصیت در طول زندگی ثابت است خصوصیات شخصی در اوایل زندگی ظاهر می شود و از بین نمی رود.مردم اغلب فکر می کنند که بعضی خصوصیات هوش (مثل برون گرایی) با هوش هیجانی بالا ارتباط دارند اما کسانی که ترجیح می دهند در کنار دیگران باشند از کسانی که تمایل دارند تنها باشند هوش هیجانی بالا ندارند. شما می توانید از شخصیت خود برای رشد دادن به هوش هیجانی خود کمک بگیرید اما هوش هیجانی وابسته و مهتاج به شخصیت نیست. هوش هیجانی یک مهارت انعطاف پذیر است در حالیکه شخصیت تغییر نمی کند وقتی و شخصیت را در نظر بگیریم می توانیم از کل فرد تصویر خوبی بدست آوریم وقتی هر سه آنها را اندازه می گیریم می بینیم که زیاد همپوشی ندارند بلکه هر کدام جای مخصوص خود را دارد که از روی آنها می توان فهمید چه چیزی باعث عملکرد فرد می شود(چه چیزی اعمال فرد را کنترل می کند) چهار مهارت هوش هیجانی به دور از قابلیت های اولیه تقسیم می شوند که در هر گروه دو تا از مهارتهای هوش هیجانی قرار دارند. این دو گروه عبارتند از: قابلیت های فردی (کارآمدی و کفایت و صلاحیت) قابلیتهای اجتماعی. قابلیت های فردی نتیجه مهارتهای خود آگاهی و خود مدیریتی است.قابلیت فردی-توانایی فردی-دریک رفتار وانگیزهای دیگران ومدیریت کردن روابط مهارتهایی که دو به دو هستندوقابلیت های فردی واجتماعی را تشکیل می دهند بنابر این در تحلیل آماری به صورت مجزا دیده می شوند همان طور که خواهید دید شما این مهارتهای هوش هیجانی را اغلب یکی بعد از دیگری بکار می برید از وضعیتهای آگاه می شوید که در انها یک مهارت به تنهایی برای رسیدن به هدف دلخواه کافی نیست بسیاری از افراد مورد مصاحبه به ما گفتند که فکر می کنند بعضی از مهارتهای هوش هیجانی باید باهم دیگر به نتیجه برسند. قابلیت های فردیقابلیت های فردی محصول توانایی در دو مهارت مهم خود آگاهی و خود مدیریتی است این مهارتها بیشتر روی خود فرد تمرکز می کند تا تعامل ها (کنشهای متقابل )بادیگران. خود آگاهی عبارت است از توانایی در درک صحیح ودقیق هیجانها در همهن لحظه ای که روی می دهند وفهمیدن اینکه در رابطه با وضعیتهای متفاوت که تمایلاتی وجود دارد.همچنین خود اگاهی واکنش های عادی ما نسبت به رویدادها مشکلات و حتی مردم را شامل می شود درک صحیح تمایلات بسیار مهم است زیرا توانای ما در ارزیابی سریع و دقیق اوضاع را تقویت می کند برای اینکه سطح بالای از خود اگاهی داشته اشد باید علاقه نشان دهد و بخواهد مستقیما روی احساس منفی تمرکز کنند هرچند این کار ممکن است بسیار زجر اور و ناراحت کننده باشد همچنین توجه کردن و درک احساسات مثبت نیز بسیار ضروری است. تنها روشی که می توانید با ان هیجانهای خود را کاملا درک کنید این است که وقت بگذارید و درباره هیجانها ینندیشید و انها را تحلیل کنید تا متوجه شوید از کجا می ایند و علت بودنشان چیست؟هیجان ها همیشه برای هدفی وجود دارند و ان جا که هیجانها واکنش در مقابل تجربه های زندگی روزمره هستند همیشه علتی دارند و از جایی ریشه می گیرند. اغلب به نظر می رسد که هیجانها بدون مقدمه و بدون اعلام پیشینن ظاهر می شوند و بسیار مهم است که شما بدانید چرا اوضاع و شرایط فعلیتان انقدر مهم هستند که بتوانند در شما نوعی واکنش ایجاد می کنند. کسانی که این کار را انجام میدهند قادر هستند خیلی سریع به ریشه یک احساس برسند.وضعیت های که باعث ایجاد هیجانهای قوی و شدید می شوند همواره به تفکر زیادی نیازی دارند برای برخی از افراد بسیار دشوار است که قبول کند شغل جدیدشان به ان چیزی که می خواستند تبدیل شده است. خود مدیریتی چیزی است که وقتی به عمل دست میزنید یا نمی زنید روی می دهد خود اگاهی وابسته به خود-آگاهی شماست و دومین عامل اصلی در قابلیت های فردی است .خود مدیریتی یعنی توانای استفاده از آگاهی هیجانها برای انعطاف پذیر ماندن و و رفتار خود را به طور مثبت رهبری کردن یعنی واکنش های هیجانی خود و نسبت به مردم و وضعیت های مختلف را مدیریت کردن.یعنی هیجانهای ترس فلج کننده تولید می کنند این ترس افکار را به قدری مشوش و غبار الوده می کنند که اگر بخواهید در ان لحظه کاری را انجام دهید نمی توانید تصمیم بگیرید بهترین کاری که می توانید انجام بدهید کدام است در چنین شرایط توانایی در تحمل کردن انواع هیجان ها در لحظه ای بلند یا کوتاه خود مدیریتی را نشان می دهند . وقتی احساسات خود را درک می کنید دامنه و تعداد انها شما را اذیت نمی کند بهترین کاری که می تواند انجام بگیرد خودش را نشان خواهد داد. قابلیت های اجتماعی (000قابلیت های اجتماعی بر توانایی در درک کردن و مدیریت کردن روابط متمرکز است قابلیت های اجتماعی محصول مهارت های هوش هیجانی است. مهارتهای هوش هیجانی است مهارت های که در حضور دیگران بدست می ایند : اگاهی اجتماعی و مدیریت رابطه . اگاهی اجتماعی عبارت است از توانایی در حدس زدن دقیق هیجان های دیگران و فهمیدن اینکه واقعا انها چه احساسی دارند به این معنا که متوجه شوید دیگران چه فکر می کنند و چه احساسی دارند حتی اگر خودتان مثل آنها فکرواحساس نکنید گاهی آنقدردرگیرهیجانهای خودهستید که به آسانی فراموش می کنید که باید دیدگاه طرف مقابل رادر نظربگیریدمدیریت رابطه محصول سه مهارت هیجانی اول استکخود آگاهی خود مدیریتی وآگاهی اجتماعی. مدیریت رابطه عبارت است از توانایی بکارگیری از هیجانهای خود ونیز ازهیجان های دیگران برای مدیریت کردن تعامل ها این کار باعث می شود تا تبادل اطلاعات شفاف باشد و شخص به طور موثر بتواند از عهده تعارض ها و برخورد ها براید همچنین مدیریت رابطه پیوندی است که در طول زمان با دیگران به وجود می اید کسانی که روابط خود را خیلی خوب مدیریت می کنند ارزش انها را می دانند به انها پای بند ند و خوب آگاه هستند که ارتباط با داشتن با تعداد زیادی از مردم حتی کسانی که از انها زیاد خوششان نمی اید به نفع انهاست .روابط محکم و استوار چیزی ارزشمند و مفید است که باید به دنبالش بود و قدر انها را دانست . روابط پا بر جا نتیجه درک از مردم نحوه ی برخورد با ان ها و گذ شته مشترک با ان هاست . هوش هیجانی سالهاست که جدیدترین نظریه پردازان هوشبهره کوشید ه اند تا بجای انکه عواطف هوش را دو متضاد ناهمساز در نظر بگیرند احساسات را به حیطه هوش وارد کنند. از این رو ال.ای.پرندایک روان شناس نامداری که در دهه های 1920 و 1930 در همگانی کردن نظریه هوشبهره نقش مهمی داشت در مقاله ای در روزنامه هارپر اظهار داشت: هوش هیجانی یعنی توانایی درک دیگران و عمل کردن عا قلانه در ارتباطهای بشری.ثرندایک معتقد بود هوش از یک مولفه تشکیل نشده است چرا که نمی توان با یک هوش توانایی های انسان را سنجید. به همین دلیل او سه نوع هوش را مطرح می کنند :هوش اجتماعی- هوش عینی- و هوش انتزاعی. به نظر وی هوش هیجانی عبارت است توانایی درک دیگران و برقراری رابطه مناسب با انها.
از این نقطه نظر فرد باهوش کسی است که در هنگام قرار گرفتن در یک جمع بتواند احساسات و عواطف دیگران را بخوبی درک کند و با آنها رابطه خوب برقرار کند. خسرو جاوید-1381 .وکسلر نیز در ابعاد غیر عقلانی هوش عمومی تاکید کرده است . عبارت زیر بیانگر تاکید وکسلر بر مفهوم هوش هیجانی است .
سوال اصلی این است که ایا تواناییهای غیر عقلانی یهنی هیجانی و نظری عوامل غیر عقلانی که تعیین کننده هوش اند وجود دارد چنان که مشاهده ی آتی تائید کننده این فرضیه باشد نمی توان فرض کرد که بتوان هوش کلی را بدون لحاظ کردن عوامل غیر عقلانی محاسبه کرد (لیپر 1948به نقل از بار- ان 1997) اظهار کرد : تفکر هیجانی قسمتی از تفکر منطقی و هوش کلی و به انها کمک می کند.
این فرضیات اولیه پس از نیم قرن دراندیشه استاد دانشگاه بار وارد گارنر تبلور شد وی دیدگاه سنتی متخصصان به اوایل قرن بیستم از هوش هیجانی راوسعت بخشید او معتقدبودکه هوش هیجانی (یابه قول خود اوهوش شخصی)است.بعدهیجانی مفهوم هوش چند وجهی وی شامل دو جز کلی استکه تحت عنوان (قابلیتهای درون روانی)و(مهارتهای بین فردی)مطرح شده اند.
هوش درون فردی هوشی است که به ما اکمک می کند تا با آنچه انجام میدهیم افکارمان واحساساتمان وروابطی بین تمام این امور معنا ببخشیم با این وجود می توانیم یاد بگیریم خودمان وهیجاناتمان را به خدمت بگیریم.
هوش بین فردی هوشی است که به ما امکان تنظیم روابط با دیگران-همدلی با آنها-برقراری ارتباطات شفاف –وبرانگیختن آنها وفهم ارتباط بین آنها رافراهم می سازد.با این هوش می توانیم به دیگران الهام ببخشیم واعتمادشان را به خودمان خیلی سریع جلب کنیم.(1997)گاردنر خاطر نشان می کند که هسته هوش بین فردی (توانایی درک وارائه پاسخ مناسب به روحیات –خلق وخو-انگیزشها –وخواستهای افراد دیگر است )وی اضافه می کند که در هوش درون فردی کلید خود شناسی عبارت است از:آگاهی داشتن از احساسات شخصی خود وتوانایی متمایز کردن واستفاده از آنها برای هدایت رفتار خویش (کلمن 1995)سالووی (1990)توصیف مبنایی خود را از هوش هیجانی بر اساس نظریه گاردو توسعه دادند.آنها دریافتند که افراد در تشخیص احساسات خود ودیگران باهم متفاوت هستند وبرای نخستین بار مفهوم هوش هیجانی رابسط دادند.(کلمن 1994)واوایل 1995 بر آن شدکه کتابی در مورد سواد آموزی هیجانی تالیف کند وی برای این کار از تعدادی مدارس دیدن کرد تا ببیند مدارس بر رشد هیجانی دانش آموزان از چه روشهایی استفاده می کند اوهمچنین جهت تالیف خود مطالعاتی داشته است تا اینکه با اثر میر و سالووی آشنا می شود سرانجام کتابی در سال 1995 تحت عنوان هوش هیجانی توسط کلمن تالیف می شود اطلاعاتی پیرامون مغز –هیجانات ورفتار گرد آوری نبوده وبرخی از عقاید خودرا نیز در
بار-آن (1997)مدلی چند عاملی برای هوش هیجانی تدوین کرده است وی معتقد است که هوش هیجانی مجمو عه ای از توانایی ها و مهارت های است که فرد را برای کنار این کتاب عنوان کرده است.امدن با محیط و کسب موفقیت در زندگی تجهیز می کند و صفت هیجان هوش رکن اساسی است که آنرا از هوش شناختی متمایز کند از دیدگاه بار- ان (19979)هوش هیجانی دارای ابعاد عاملی است .وی 15 بعد هیجان را عنوان می کند که با استفاده از خرده مقیاسهای پرسشنامه هوش هیجانی بار-ان اندازه گیری می شود هوش هیجانی و مهارت های اجتماعی-هیجانی طی زمان رشد و تغیر می کند و می توان اموزش و برنامه های اصلاحی مانند تکنیک های در زمانی انها را بهبود بخشید.
مفهوم هوش هیجانی از دیدگاه بار –آن
اصطلاح هوش هیجانی هنوز در فرهنگ لغت نیامده است وتعریف وحدود آن هنوز کاملا مشخص نشده است افرادی که قصد تعریف این مفهوم را دارند باید تا جایی که ممکن است این مفهوم را روشن دقیق وعملیاتی تعریف کنند این رویکرد باعث می شود که مفهوم هوش هیجانی قابل لمس تر شود ودر نتیجه اندازه گیری و کاربرد آن راحت تر شود هوش هیجانی بوسیله بار-آن به این صورت تعریف شده است :
یک دسته از مهارتها استعدادها وتواناییهای غیر شناختی که توانایی موفقیت فرد رادر مقابله با فشارها واقتضاهای محیطی افزایش می دهد.
بنابراین هوش هیجانی یکی از عوامل مهم در تعیین موقعیت فرد در زندگی است ومستقیما بهداشت روانی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد.
هوش هیجانی با سایر تعیین کننده های مهم (توانایی فرد در مقابله با اقتضاهای محیط)از قبیل آمادگیهای زیست پزشکی –استعداد هوش شناختی و واقعیتها و محدودیتهای محیطی در تعامل است.این رویکرد مطابق با دیدگاه تعاملی است که به وسیله آلن بیرو پذیرفته شد که تاکید می کند سنجش باید بطور جدی به عوامل شخصی وشرایط محیطی در پیش بینی رفتار توجه داشته باشد(اپستین1979 ) همچنین برای این دیدگاه تاکید می کند و بیان می کند که این سوال از بین موقعیت کدامیک مهمتر است؟ یک سوال بی معنایی است چرا که یک رفتار همیشه یک تابع مشخص از شخص و موقعیت است .
از ان جای که رفتار هرگز در خلائ رخ نمی دهد و همیشه متن یک موقعیت رخ می دهد این بی معنی است که درباره مشخصات رفتار فرد صحبت کنیم بدون این که موقعیتی را را که رفتار در ان اتفاق افتاده را مشخص کنیم(بار-آن 1997)
مدل بار-ان از هوش هیجانی چند عاملی و مربوط به استعداد برای عملکرد است تا خود عملکرد این مدل همچنین فرایند مدار است تا نتیجه مدار . ماهیت جامع این مدل مفهومی براساس گروهی از مولفه های عاملی(مهارت های هوش هیجانی)و روشی که انها تعریف می شوند قرار دارد.
بار-ان اصطلاح هوش هیجانی را به این دلیل برای این سازه بکار برده است که هوش هیجانی مجموعه ای از توانای های مهارت ها و ظرفیتهای است که برای سازگاری موثر با زندگی استفاده می شود . صفت هیجان به معنای تاکید بر این نکته که این نوع خاص از هوش شناختی متفاوت است به کاربرده شده است.
استفاده بار-آن از اصطلاح هوش شبیه تعریف وکسلر از هوش است در نهایت اصطلاح موفقیت که در این تعریف بار-ان از هوش هیجانی بکار رفته است به این صورت تعریف می شود نتیجه نهایی تلاشهای یک فرد برای موفق شدن وبه اتمام رساندن این اصطلاح خیلی ذهنی است وتحت تاثیر شرایط اجتماعی است به عنوان مثال موفقیت در یک مطالعه می تواند در نظر برخی از افراد بصورت گرفتن نمرات بالا رفتن به یک مدرسه خوب دریافت بورس تحصیلی دریافت تقدیر نامه تحصیلی ودریافت مدرک خاص تفسیر شود.
بار-آن 15 مولفه هوشی را معرفی کرده است. هوش هیجانی و مهارت های هیجانی طی زمان رشد می کنند طی زندگی تغیر می کنند و می توان با اموزش و برنامه های اصلاحی مانند تکنیکهای درمانی انها را بهبود بخشید این 15 مولفه عبارت انداز:
1- خود آگاهی هیجانی:
خودآگاهی هیجانی توانای و درک احساسات است . این مولفه تنها اگاهی از احساسات است . این مولفه تنها اگاهی از احساسات یک فرد و هیجانات فرد نیست بلکه همچنین شامل توانایی و تفاوت بین انها به منظور پی بردن به این امر است که شخص چه احساسی دارد و چرا این احساس در او شکل گرفته است و همچنین به منظور پی بردن به انچه سبب این احساسات است مشکلات جدیدی در این حوزه در موقعیتهای (آلکسی تائی )(ناتوانی در بیان کلامی احساسات ) یافت می شود .
2- قاطعیت:
قاطعیت توانای احساسات و عقاید و افکار خود و دفاع از حقوق خود به شیوه غیر مخرب است.
قاطعیت دارای سه بعد است:
الف- توانای بیان احساسات (مثل صمیمیت و احساسات)
ب- توانایی بیان اشکار و عقاید و افکار خود(مثل توانایی بیان باورهای مخالف و اتخاذ موضعی مشخص حتی اگر به لحاظ عاطفی انجام ان دشوار و باعث از دست رفتن امتیاز می شود .
ج- توانایی ایستادگی برای احقاق (مثل اجازه دادن به دیگران که دشما را اذیت کنند یا از شما امتیازی بگیرند).این افراد کمرو و خجالتی نیستند انها احساساتشان را اغلب بطور مستقیم و بدون پرخاشگری ابراز کنند.(بار-آن1997)
3-حرمت:
حرمت ذات توانایی احترام به خود و پذیرش خود به عنوان شخص اساسا خوب است . احترام به خود اصولا قبولو دوست داشتن خود انگونه که هستیم می باشد . پذیرش خود توانایی جنبه های پذیرش مثبت و منفی و محدودیتها و قابلیت های خود است. مولفه مفهومی هوش هیجانی یا احساسات امنیت – نیروی درونی- اعتماد بنفس- خودباوری و احساس کفایت نیست به خود همراه است اعتماد به خود و عزت نفس یا خودباوری و مفهوم نسبتا خوب رشد یافته هویت مرتبط است . شخص صاحب حرمت ذات احساس عدم کفایت و حقارت می کند.
4-خودشکوفایی:
خودشکوفایی به توانایی شناخت توانمندیهای بالقوه خود اشاره دارد. این بعد هوش هیجانی تبیین جستجو برای غنا و معنی بخشیدن به زندگی است . تلاش برای شکوفا کردن بالقوه های خود در بردارنده انجام فعالیت های مفرح و معنی دار است و میتواند به معنی تلاش در همه عمر و فعالیت پرشور برای رسیدن به اهداف دراز مدت تعبیر شود خود شکوفایی فرایندی مستمر و پویا برای کسب حداکث رشد تواناییها قابلیتها واستعداد هاست برای داشتن بهترین عملکردو تلاش برای بهتر ساختن خود مربوط است .خود شکوفایی به احساس و غایت از خود وابسته است.
5- استقلال:
استقلال عبارت است توانایی خود هدایتگری و خود کنترلی در تفکر و عمل و عدم وابستگی عاطفی است افراد مستقلا خود اتکا در برنامه ریزی و تصمیم گیریهای مهم باشد . به هر حال اینان قبل از تصمیم گیری در تصمیم گیری در جستجوی نقطه نظر دیگران بر می ایند و به انها توجه می کنند. مشورت با دیگران لزوما نشانه وابستگی نیست . استقلال اساسا توانایی رفتار خود مختار در مقابل نیاز حفاظت و حمایت است اشخاص مستقل از اتکا به دیگران برای براوردن نیازهای عاطفی شان پرهیز می کنند.
مستقل بودن به میزان اعتماد به خود و نیروی درونی و به تمایل برآوردن انتظارات و تعهدات بدون اینکه امیر آنها شوند وابسته است.
6- همدلی:
همدلی عبارت است از توانایی اگاهی و درک و قدردانی از احساسات دیگران و حساس بودن به اینکه انها چرا و چگونه و چه چیزی را اینگونه به این طریق احساس می کنند همدلی شدن توانایی یا شناخت هیجانات و عواطف دیگران است. افراد همدل به دیگران
توجه دارند و به نگرانی علایق انها توجه نشان می دهند.
7- روابط بین فردی:
مهارت ارتباط بین فردی شامل توانایی برقراری و حفظ ارتباطات متقابل و عنایت بخشی است که صمیمیت و تعادل محبت از ویژگیهای آن است .
رضایت متقابل شامل تمایلات اجتماعی و معنادار است که بطور بالقوه رضایت بخش و لذت بخش است . از ویژگی های ارتباط مثبت بین فردی – توانایی صمیمیت و محبت و اشتغال دوستی به شخص دیگر است این بعد هم با ضرورت کسب روابط دوستانه با دیگران با توانایی احساس و ارامش در چنین رابطی و داشتن انتظارات مثبت از چنین روابط مثبت مرتبط است . این مهارت اجتماعی عموما نیاز به داشتن حساسیت نسبت به دیگران- تمایل – برقراری ارتباطات و احساس رضایت از این روابط است.
8-مسولیت پذیری
مسولیت پذیرش اجتماعی نشان دادن خود به عنوان یک عضو سازنده شرکت کننده و همکاری کننده در یک گروه اجتماعی است . این توانایی شامل مسئول بودن است. حتی اگر شخصا از این رابطه سود برده نشود چنین افرادی دارای وجدان اجتماعی هستند و رفتارهای آنها به صورت پذیرش مسئولیتهای اجتماعی اجتماعی جلوه گری می شود.
خودشکوفایی:
خودشکوفایی به توانایی شناخت توانایی های بالقوه خود اشاره دارد این بهد از هوش هیجانی تبیین جستجو برای غنا و معنی بخشیدن به زندگی است . تلاش برای شکوفا کردن بالقوه های خود در بردارنده انجام فعالیتهای مفرح و معنی دار است و می تواند به معنی تلاش در همه عمر و فعالیت پرشور برای رسیدن به اهداف درازمدت تعبیر شود. خودشکوفایی فرایندی مستمر و پویا برای کسب حداکثر رشد تواناییها- قابلیتها و استعدادهاست . برای داشتن بهترین عملکرد و تلاش برای بهتر ساختن خود مربوط است. خودشکوفایی به احساس و غایت از خود وابسته است است.(همان منبع)
9- حل مسئله :
حل مسئله توانایی شناسایی و تعریف مشکلات است و ماهیتا چند مرحله است که شامل این توانایی ها می باشد.
الف- احساس وجود مشکل و احساس داشتن کفایت و انگیزه کافی برای مقابله موثر با آن .
ب- تعریف و تدوین مشکل تا حد امکان.(مثلا روش مشکل گشایی گروهی)
ج- تصمیم گیری و انجام یکی از راه حلها (بررسی دلایل موافقت و مخالفت همه را حل و انتخاب بهترین مسیر بار عمل حل مسئله با وظیفه شناسی – منظم بودن- روش مند بودن و نظامداری در دنبال کردن و رسیدن به مشکل مربوط است.
10-واقعیت سنجی:
واقعیت سنجی توانایی ارزیابی انطباق بین انچه تجربه می شود و انچه عینا وجود دارد می باشد. سنجش میزان انطباق بین آنچه که فرد تجربه کرده و انچه واقعا وجود دارد شامل تحقیق درباره شواهد عینی برای تائید- توجیه و اثبات احساسات- ادراکات و اندیشه هاست . یکی از جنبه های این عامل میزانی از شواهد واضح ادراکی در تلاش برای ارزیابی و سازگاری با موقعیت هاست . آن شامل توانایی تمرکز و دقت در بررسی راههای سازگاری با موقعیت پیش امد است
11- انعطاف پذیری:
انعطاف پذیری توانایی منطبق ساختن عواطف و افکار و رفتار با موقعیت ها و شرایط دائما در حال تغیر است این بعد از هوش هیجانی به توانایی کلی فرد در سازگاری با شرایط نا آشنا – غیر قابل پیش بینی و پویا بر میگردد.
12- تحمل فشار:
تحمل فشار عبارت است از توانایی مقاومت در برابر رویدادها و موقعیت های فشارزا بدون توقف از طریق سازگاری فعال مثبت در برابر فشار این توانایی به معنی پشت سر گذاشتن موقعیت های مشکل ساز بدون از پا در امدن است .
این توانایی مبتنی است بر:
الف- قابلیت انتخاب روشهایی برای سازگاری با فشار(یعنی چاره جو و موثر بودن و توانایی یافتن روشهای مناسب و آگاهه از نحوه انجام آنهاست)
ب- به طور کلی تمایل خوش بینانه به تجارب جدید و تمایل به داشتن توانایی غلبه بر مشکل موجود(یعنی باور داشتن توانایی در برخورد و مقابله با این موقعیتها )
ج- این احساس که می تواند موقعیت فشار را کنترل کند یا بر ان تاثیر بگذارد (یعنی حفظ ارامش داشتن کنترل)
13- کنترل تکانه:
کنترل تکانه یعنی توانایی مقاومت یا به تاخیر انداختن تکانه سائق با وسوسه انجام عملی است این توانایی شامل پذیرش تکانه های پرخاشگرانه و خود دار بودن و کنترل خشم – پائین بودن تحمل ناکامی- ناتوانایی در کنترل مشکلات – و رفتارهای تند و غیر قابل پیش بینی تجلی می کند.
14- شادکامی:
شادکامی توانایی راضی بودن از زندگی خود –د لذت بردن از خود و دیگران- و شاد بودن است این توانایی شامل ارضای توانایی های خود – خوشنودی کلی و توانایی لذت بردن از زندگی است افراد شادمان اغلب احساس خوب و راحتی چه در محیط کار و چه در اوقات فراقت دارند شادکامی با احساس کلی شادی و نشاط مرتبط است شادکامی پیامد جانبی یا شاخص مهم درجه کلی هوش هیجانی و عملکرد هیجانی فرد است .
15- خوشبختی:
خوشبختی توانایی نگاه کردن به طرف روشن زندگی و حفظ یک نگرش مثبت حتی در رویاروی با بد اقبالی است. خوشبختی نشان دهنده ی امید به زندگی و رویکرد مثبت به زندگی روزمره است . خوشبختی برعکس بد بینی که یکی از نشانه های رایج افسردگی است می باشد.
کفایت هیجانی
کفایت هیجانی طبق تعریف مارنی عبارت است از کارایی شخص در موقعیت های تبادل اجتماعی هیجانی منظور از کارایی شخصی که در این تعریف مطرح شده در برگیرنده ای باور شخص به داشتن ظرفیت و مهارتهای که برای تحقق اهداف لازم اشاره دارد.
پامد مطلوب در ارزشها و باور های فرهنگی انعکاس پیدا می کند از طرف دیگر بحث کارایی شخصی در زمینه تبادلات اجتماعی هیجانی بکار می رود . این نکته مدنظر است که چه طور افراد می توانند به موقعیتهای هیجانی پایان دهند در حلی که همزمان به طور راهبردی دانش خود را درباره هیجانها وابزار هیجانی در روابط بین فردی با دیگران بکار می برند مثل اینکه آنها بتوانند تبادل بین فردیشان را مورد بحث قرار داده و تجارب هیجانی در مورد اهداف پیامدهای مطلوب برای فردی که از لحاظ هیجانی با کفایت تلقی میشود باتعهدات اخلاقی فرد یکپارچه خواهد شد.(کاروبین مارنی 1999به نقل از بار-ان)
کفایت هیجانی پخته طبق تعریف فرض می کند که ویژگیهاوارزشهای اخلاقی عمقا بر پاسخ های هیجانی شخص تاثیر می گذارد به نحوی که یکپارچگی شخص را ارتقا می دهد کفایت هیجانی پخته بایستی بیانگر خرد باشد واین خردمندی به همراه خود ارزشهای اخلاقی فرهنگی را حمل می کند.
هوش عمومی
براساس مطالعات دانیل گامن در بهترین شرایط همبستگی اندکی(7%)بین هوش عمومی وبرخی از ابعاد هوش هیجانی وجود دارد بطوری که میتوان ادعا کرد آنها عمدتا ماهیت مستقل دارندوقتی افرادی دارای هوش عمومی بالا در زندگی تقارا می کنند وافراد دارای هوش متوسط به طور شگفت اتگیزی پیشرفت می کنند شاید بتوان آن رابه هوش هیجانی بالای آنان نسبت داد(گلمن 1995)
نظریه پردازان هوش هیجانی هوش بهره به ما میگویند که چه کار میتوانیم انجام دهیم در حالی که هوش هیجانی می گوید شامل توانایی ما برای یادگیری تفکر منطقی وانتزاعی می شود در حالی که هوش هیجانی شامل توانایی ما در جهت خود آگاهی هیجانی آن شامل مهارتهای ما در شناخت احساس خود ودیگران ومهارتهای کافی در ایجاد روابط سالم با دیگران وحس مسئولیت پذیری در مقابل وظایف میباشد .
بار-ان(1999)درپی یافتن پاسخی برای این سوال که چرا برخی از افراد نسبت به برخی دیگر در ابعاد مختلف زندگی موفقترند به تحقیقات بسیاری دست زده است این سوال لزوم مرور کامل عواملی که تصور میشود موفقیت کلی را رقم می زنندعلامت هیجانی را موجب می شوند ایجاب می کند.
بار-ان دریافت که تنها کلیه موفقیت وتنها عامل پیش بینی کننده موفقیت آنها هوش کلی نیست بلکه باید درجستن عوامل دیگر بود(بار-آن 1999)نمره کل هوش هیجانی بر اساس مطالعات پالازو بار-ان همبستگی اندکی (12%)با هوش عمومی نشان داد.
. سیاروچی وهمکارانش دریافتند که با مقیاس هوش ریون همبستگی ندارد ریون=0.5مطالعات بار-ان (2000)نشان می دهد که عناصر هوش هیجانی مانند همدلی بامشاهده کرد دانش اموزانی که در شناخت احساس دیگران توانمند بودندازجمله محبوبترین افراد مدرسه بودندوبیشترین ثبات هیجانی را نشان می دادند.اینان از عملکردتحصیلی بهتری برخورداربودند علیرغم اینکه آنها از کسانی نبود که در شناخت پیامدهای غیرکلامی دیگران ضعیف بودند این نشان میدهد که دستیابی به این مهارت از عمده راههای اثرگذاری بردیگران است .
هوش هیجانی آنگونه که پرسشنامه بهر هوش هیجانی بار-ان می سنجد شکل دیگری ازهوش شناختی که از آزمونهای هوش عمومی می سنجد نیست.(بار-ان1999)
همبستگی هوش هیجانی وعمومی به ابزار مورد استفاده از درجات متفاوتی برخوردار است همچنین همبستگی بین هوش هیجانی وابعاد مختلف هوش عمومی باتوجه به اینکه کدام بعدازهوش عمومی مورد توجه قرار بگیرد وهمبستگی بیشتری با خرده مقیاسهای هوش عمومی نشان میدهد.(یویس استانکوف وروبرتر 1998)
دیوس واستانکوف وروبرتر(1998)درپی مطالعه ای که برروی 503نفرانجام دادند همبستگی4%رابین هوش هیجانی(که به وسیله اندازه گرفته شده است )وپرسشنامه خودسنجی توانایی کلامی گزارش شدند.
تاثیر هوش هیجانی در زندگی
هوش هیجانی و سلامت
هر مشکلی در طول حیات خودزمان آماده حل شدن وازبین رفتن می شود هیجانها وسیله ای است که با ان میتوانید برای حل مشکل اقدام کنید مشکلی آن چنان بزرگ که می توانید آن را ببینید ولی هنوز انقدر کوچک که می توانید آن را حل کنید.بادرک هیجانهای خودمی توانیداز میان مشکلات ماهرانه بگذرید واز مشکلات بعدی جلوگیری کنید اگر عکس این کار را انجام دهید واحساسات خود را سرکوب کنید آنها خیلی سریع به احساس کنش واضطراب تبدیل خواهند شد.
مهارتهای هوش هیجانی شما را قادر می سازد تا جلوی وضعیتهای دشوار پیش از اینکه غیر قابل کنترل شوند بگیرندوبااین کار مدیریت (کنار آمدن با استرس)برای شما آسانتر شود کسانی که قادر نیستند از مهارتهای هوش هیجانی خود استفاده کنند به احتمال زیاد برای مدیریت روحیه وخلق خوداز روشهای دیگری که کمتر اثر بخشی دارند بهره می گیرند .احتمال دارد که آنها دو برابر بیشتر از دیگران مضطرب و افسرده می شوند وحتی افکار خودکشی به سرشان بزند هوش هیجانی تاثیر بسیار زیاد بر شادی و رضایت مردم دارد.کسانی که هوش هیجانی خود رابه کار می گیرند با محیط اطراف خود سازگاری بیشتری دارند اعتماد به نفس بالایی نشان می دهند واز توانایی خودآگاهانه رابطه مستقیم بین هوش وزندگی خوب وسالم نشان می دهد که توجه به هیجانها آگاه بودن وآگاه ماندن از آنها برای راهنمایی کردن رفتار تا چه حد اهمیت دارد هر چه از



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید